Wednesday, October 03, 2007
- دولت نهم صنعت شكر را به آستانه ورشكستگي بردادامه اعتصاب كارگران نيشكر هفت تپه -
دولت نهم صنعت شكر را به آستانه ورشكستگي برد - پنجشنبه 12 مهر 1386 [2007.10.04]
آرش سميعي
تجمع و اعتصاب كارگران شركت نيشكر هفت تپه خوزستان روز چهارشنبه براي پنجمين روز متوالي ادامه يافت و همزمان اعتصابكنندگان با ارسال نامهاي به ILO (سازمان جهاني كار) و ITUC (اتحاديه جهاني كارگران) خواستار ادامه حمايت آنها و فشار بر دولت ايران براي پرداخت حقوق معوقه و حل مشكلات كارگران شدند. اين در حالي است كه كارشناسان معتقدند سياستهاي دولت احمدي نژاد باعث ورشكستگي صنعت شكر در ايران شده است و نمايندگان منتقد نيز اخيرا نسبت به تبعات تداوم اين سياستها هشدارهاي تند و تيزي دادهاند. در همين حال برخي منابع خبري از اعزام نيروهاي يگان ضد شورش براي سركوب اعتصاب جديد كارگران نيشكر هفت تپه خبر دادهاند.
كارگران اين شركت در دو سال گذشته در اعتراض به سياستهاي غلط دولت و مشكلات خود 16 بار در محوطه شركت خود، دست به اعتصاب زدهاند و وعدههاي مسئولان نيز براي بهبود وضعيت نابسامان اين شركت و كارگران آن هيچگاه عملي نشده است. آخرين اعتصاب اين كارگران در خرداد ماه گذشته صورت گفته بود، اما بهرغم آنكه كارگران در آن زمان هم مانند دفعات قبل بنا به وعدههاي مسئولان به اعتراض خود پايان داده بودند، اين وعدهها عملي نشد و بدين ترتيب آنها دوباره مجبور به اعتصاب شدهاند.
سه ماه پس از پايان اعتصاب كارگران شركت نيشكر هفت تپه در خرداد ماه و پس از آنكه وعدههاي مسئولان دولتي براي برآورده كردن مطالبات كارگران عملي نشد، اين كارگران نامهاي را به تاريخ اول شهريور ماه براي ILO فرستادند كه در آن تهديد كرده بودند در صورت تداوم بيتوجهي مسئولان به خواستههايشان، از پنجم شهريور بار ديگر دست به اعتصاب خواهند زد.
اين تهديد با يك ماه تعويق كه باز هم به علت اميدواري به وعدههاي بيحاصل مديرعامل اين شركت و فرماندار شهرستان شوش بود، از روز دوشنبه نهم مهر ماه عملي شد و از آن روز تاكنون هزاران كارگر "شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه خوزستان" در مقابل فرمانداري شوش در اعتصاب و تحصن بهسر ميبرند.
بحران شكر، نتيجه سياستهاي غلط دولت احمدي نژاد
"واردات نزديك به 3 ميليون تن شكر در سال 85" مهمترين دليلي است كه كارشناسان براي قرار گرفتن مهمترين كارخانه تبديل نيشكر به شكر در آستانه ورشكستگي، ذكر ميكنند. اين موضوع كه بارها انتقاد نمايندگان و نيز صنف توليدكنندگان قند و شكر را برانگيخته است و اكنون به بحراني شدن وضعيت شركتهايي همچون نيشكر هفت تپه و بالا گرفتن اعتراضات كارگران آن نيز انجاميده است، همواره با بيتوجهي دولت مواجه شده است.
بدين ترتيب دقيقا در همان روزي كه كه كارگران نيشكر هفت تپه اعتصاب خود را آغاز كردند، معاون وزير بازرگاني دولت احمدي نژاد اعلام كرد به علت اينكه "خريدهاي قبلي هنوز در انبارها موجود بوده و ذخيره سازي بيش از ميزان مورد نياز است"، هيچ برنامهاي براي خريد شكر توليد داخل در سال جاري مطرح نيست. وي با بيتوجهي آشكار به وضعيت زيانده شركتهاي توليد شكر، گفت: "کارخانه هاي شکر انتظار کمک از دولت نداشته باشند!"
اين سخنان در حالي از سوي معاون وزير دولت نهم مطرح شد و آب پاكي را بر دست همه منتقدان ريخت كه چندي پيش، شجاعپوريان نماينده اصلاح طلب بهبهان در مجلس هفتم در نطق پيش از دستور خود، با اشاره به سياستهاي بحرانزاي دولت احمدي نژاد كه موجب بيکاري عظيم کارگران و نابودي صنايع شکر و نيشکر شده است، گفت: "چه كسي مسئول افزايش خيرهكننده واردات كالاهاي مصرفي از جمله ميوهجات به قيمت از بين رفتن توليد ملي و اشتغال داخلي است؟ واردات 2 ميليون تن شكر توسط چه كساني و به دستور چه افرادي تحت نظارت چه دستگاههايي انجام شده است؟ در نتيجه واردات بيرويه شكر، امروز صنايع نيشكر در خوزستان در حال نابودي است و خيل عظيم كارگران اين واحدها به بيكاران امروزي افزوده خواهند شد." چندي قبل تعدادي از نمايندگان خوزستان نيز درباره موفق نبودن برنامههاي دولت نهم در زمينه كشت نيشكر به وزير جهادكشاورزي تذكر داده بودند.
اما بيتوجهي دولت همچنان ادامه يافت، تا آنجا كه هفته پيش رئيس انجمن صنفي كارخانههاي شكر و نيشكر از واردات 3 ميليون تن شكر خبر داد و گفت : "به اندازه 3-4 سال محصول در کارخانهها موجود است!" وي با اشاره به متوقف شدن طرح جامع شکر كه در سال پاياني دولت خاتمي تهيه شده است، از سوي دولت احمدي نژاد، گفت: "اين طرح سه سال پيش توسط وزارت جهاد کشاورزي تهيه شده است، اما تاکنون هيچ اقدامي صورت نگرفته و عملا کنار گذاشته شده است."
اعتراض به واردات بيرويه شكر با اجازه دولت، به صنف قند و شكر محدود نبود و حتي سازمان بازرسي كل كشور نيز هفته گذشته با انتشار گزارش بازرسان اين سازمان كه "براي مراجع مربوطه نيز ارسال شده است"، اعلام كرد: "واردات بيرويه شکر در سال 1385 به عللي همچون فقدان نظارت لازم در تناسب واردات با ذخائر، توليد و مصرف داخلي، ضمن ايجاد بيش از 1.350.000 تن شکر مازاد بر مصرف و اشباع بازار، موجب ناتواني کارخانههاي داخل در فروش محصول و عدم امکان پرداخت مطالبات کشاورزان و کارکنان گرديد."
بدين ترتيب دولت احمدي نژاد بهرغم شعارهاي قبلي خود براي اشتغالزايي و توجه به وضعيت كارگران و اقشار ضعيف، عملا نه تنها با سياستهاي خود باعث عقب افتادن پرداخت حقوق كارگران شده، بلكه زمينه بيكاري آنها را نيز فراهم كرده است. بر اساس گزارشها، در سالهاي گذشته در اين شركت 120 هزار تن شكر توليد ميشد كه در سال گذشته اين ميزان به 50 هزار تن كاهش يافته است.
جالب اينجاست كه طبق گفتههاي غيررسمي، شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه نيز در ليست خصوصيسازي قرار دارد و بناست به زودي با عنوان اجراي اصل 44 قانون اساسي به بخش خصوصي واگذار شود. اين در حالي است كه مديرعامل كنوني اين شركت به سرعت در حال واگذار كردن زمينها و ماشينآلات متعلق به اين شركت، به بخش خصوصي است. در اين صورت مشخص نيست در آينده چه كسي مسئول حقوق مالي و شغلي كارگران اين شركت خواهد بود؛ و اعتراض كارگران نيشكر هفت تپه نيز به همين موضوع است.
آنها چه ميخواهند؟
در واقع كارگران شركت نيشكر هفته تپه، چيزي غير از حقوق سر موعد و تضمين ثبات شغلي خود نميخواهند. كارگران اين شركت 15 ماه است كه حقوق خود را سر موقع دريافت نكردهاند و در ماههاي اخير نيز شاهد بودهاند كه اين شركت با فروش ماشينآلات کشاورزي، واگذارکردن زمينهاي نيشکر به بخش خصوصي براي کشت محصولي غير از نيشکر و گرفتن وامهاي کوتاه مدت، حقوق ماههاي قبلي كارگران را پرداخت كرده است. شايعه پررنگ احتمال تعديل 2000 تن از كارگران اين شركت براي كاهش هزينههاي آن نيز به اعتراضات كارگران دامن زده است.
آنها از روز شنبه دست به اعتصاب زدهاند و بهرغم فشارهاي امنيتي در نامه به ILO در روز چهارم اعتصاب نيز به آن اشاره شده است و با وجود حضور رو به فزوني نيروهاي ضد شورش در محل تجمع آنان، به اعتراض خود ادامه دادهاند. در نامه به سازمان جهاني كار، كارگران اعتصابكننده خواستار آن شدهاند كه با توجه به عضويت ايران در اين سازمان، نمايندگاني از ILO به ايران اعزام شوند تا به وضعيت كارگران رسيدگي كنند و دولت ايران را براي پرداخت حقوق و رسيدگي به وضعيت ايشان متقاعد سازند.
در اين نامه همچنين با اشاره به فشارهاي امنيتي بر اعتراضكنندگان و تهديد 4 تن از ايشان به اخراج و بازداشت، تصريح شده است: "لازم به ذكر است حتي به ما اجازه تشکيل سنديکاي کارگري نميدهند و حدود يک سالي است که هيچ نمايندهاي جهت پيگيري مسائل موجود نداريم و در صورتي که اقدام به تشکيل سنديکا نماييم، بهتر ميتوانيم از طريق آن سازمان مورد حمايت قرار گرفته و در ارتباط باشيم."
در اين نامه تاكيد شده است كه 5000 كارگر شركت نيشكر هفت تپه تا پرداخت حقوق و حل مشكلات شغلي خود به اعتصاب در برابر فرمانداري شهرستان شوش ادامه خواهند داد.
خطر تحریم بسیار جدی - هشدار سولانا
هشدار سولانا: - پنجشنبه 12 مهر 1386 [2007.10.04]
وحید ثابتیان
درحالی که مقامات ایرانی طی روزهای گذشته اعلام کرده اند دیگرنباید ازموضوع تعلیق سخنی به میان آورد، خاویرسولانا دبیرسیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران هشدارداد اگر مذاکرات بین المللی درمورد پرونده هسته ای به نتیجه نرسد، تا پایان سال جاری میلادی با خطر تحریم روبرو می شود. مقامات ایرانی گفته اند اگر شورای امنیت سازمان ملل تحریم ایران را دردستور کارخود قراردهد درهمکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی تجدید نظر خواهند کرد؛ موضوعی که می تواند به پیچیده ترشدن برنامه هسته ای ایران منجر شود.
پس ازآنکه جمعه گذشته، اعضای شورای امنیت سازمان ملل اعلام کردند به انتظار گزارش آژانس خواهند نشست وتا دوماه دیگر قطعنامه ای علیه ایران صادرنخواهند کرد، نیکلاس برنزمعاون وزیرخارجه آمریکا درگفت وگو با شبکه "سی ام بی سی" گفت که تلاش های آمریکا برای متقاعد کردن چین و روسیه ادامه دارد واگر ایران به قطعنامه های سازمان ملل توجهی نکند با تحریم های جدی تری مواجه خواهد شد. برنز گفت آمریکا درتلاش است تا موافقت کشورهای روسیه وچین را جلب کند.
همزمان سولانا که با نمایندگان مجلس اروپا دربروکسل صحبت می کرد گفت مذاکره با آژانس بین المللی انرژی اتمی دروین و مقامات بلند پایه ایرانی،نیازمند پیشرفت است.
او درجمع کمیته سیاست خارجه پارلمان اروپا تاکید کرد: " ما نمی توانیم تا ابد منتظر بمانیم، ونیازمند این هستیم که ببینیم گفت وگوها به پیش می رود... خطرتحریم های بیشتر وجود دارد واین خطر خیلی جدی است." سولانا با این حال گفته است تلاش می کند مذاکرات تازه ای با علی لاریجانی، مرد اول مذاکرات هسته ای ایران ترتیب دهد.
اما علی لاریجانی پیش ازهرگونه مذاکره ای طبق روال ماه های گذشته، تکرار کرده که مذاکره ای برسر مساله تعلیق انجام نخواهد شد؛ هر چند تصریح کرده است که ایران در را به سوی گفت وگو برسر همه مسائل بازمی داند.
ایالات متحده طی هفته های گذشته محمد البرداعی را به دلیل تلاش هایش برای ادامه مذاکره با ایران مورد سرزنش قرارداده واعلام کرده که گفت وگوهای تهران تنها به منظور به تاخیر انداختن اجماع عمومی کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل انجام می شود. البرادعی اما همچنان معتقد است که باید گزینه های موجود دیپلماتیک را دنبال کرد.
قراراست خاویرسولانا ومحمد البرادعی تا اواسط ماه نوامبر گزارش خود را به شورای امنیت سازمان ملل درنیویورک ارائه و مشخص کنند که آیا تهران برای پاسخ دادن به سوالاتی که درزمینه برنامه هسته ای اش وجود دارد پاسخ داده است یانه. برخی کشورهای اروپایی به همراه آمریکا می گویند برنامه هسته ای ایران معطوف به تهیه سلاح های اتمی است. موضوعی که ایران بارها آن را رد کرده است. محمد البرادعی نیزدرگزارش های خود اگر چه گفته هیچ مدرکی دال براینکه ایران به دنبال سلاح اتمی باشد، نیافته است اما از دادن اطمینان خاطر در این مورد نیزخودداری و در عوض ایران را به همکاری بیشتر با آژانس دعوت کرده است؛ زیرا:" همان طور که می دانید وضعیت خوبی نیست. فشارهای زیادی ازسوی طرف های مختلف درگیر وجود دارد، ازطرف اتحادیه اروپاوجاهای دیگربرای اقدام علیه ایران."
سولانا همچنین تلاش کشورهای رهبران آمریکای مرکزی را برای گسترش روابط با ایران مورد پرسش قرارداده است. بولیوی وونزوئلا طی ماه های گذشته با دولت تهران روابط نزدیکی را ایجادکرده اند. محمود احمدی نژاد نیزهفته گذشته به این منطقه سفرکرد تا علی رغم دور بودن فاصله کشورهای این منطقه وایران، پیوندهای ایدئولوژیک به گرمی روابط دو کشور، حداقل درسطح دولت ها، بیانجامد. او افزوده است که فکر نمی کند هیچ امتیازی برای دولت های نیکاراگوئه، ونزوئلا ویابولیوی برای برقراری ارتباط با دولت ایران که هدف تحریم های شورای امنیت سازمان ملل است وجود داشته باشد.
طی هفته های گذشته همچنین فرانسه و انگلیس نسبت به وضع تحریم هایی جدا ازتحریم های سازمان ملل ابراز تمایل کرده اند. آنها به همراه آمریکا تلاش بسیاری را برای وضع تحریم های جدید سازمان ملل به عمل آورده اند. فرانسه پیشنهاد تحریم بیشتر وگسترده تر ومسدود کردن دارایی ها ومحدودیت های سفر برای مسئولان دولتی داده است.
ماه ژوئیه، البرادعی ومسئولان ایرانی موافقت کردند که تا ماه دسامبربه سوال های آژانس بین المللی انرژی اتمی درخصوص دو دهه فعالیت های هسته ای خود توضیح دهند
ترور، ناآرامي، گروگان گيري
التهابات بالا گرفته - پنجشنبه 12 مهر 1386 [2007.10.04]
حميد احدي
در حالي که جمهوري اسلامي با قراردادن سپاه و بسيج در حالت آمادگي، هر حرکت اعتراضي در داخل کشور به دخالت هاي بيگانه و سازمان هاي اطلاعاتي غرب نسبت مي دهند، گزارش هاي منتشر شده در خصوص ناآرامي هاي ضدامنيتي مختلف نشان مي دهد که فشارهاي اقتصادي و اجتماعي مهم ترين انگيزه اين ناآرامي ها بوده است.
سه روز پيش روحاني جواني که براي برگزاري مراسم عزاداري رمضان به خاش فرستاده شده بود در مسجدي در افتخارآباد آن شهر بالاي منبر با رگبار مسلسل جان باخت. هفته قبل يک روحاني جوان ديگر در منطقه اي در اهواز به همين شکل ترور شده بود که بعد از اصابت دو گلوله به شکم و پاي او از مرگ نجات يافت.
به گزارش خبرگزاري نيمه دولتي فارس دو موتور سوار وارد مسجد شده و مهدي توکلي روحاني اعزامي از زاهدان را به گلوله بستند. خبرگزاري جمهوري اسلامي اين عمل را فورا به "تروريست هاي مورد حمايت کاخ سفيد" منتسب دانست.
در سوء قصد هفته گذشته به جان پيشنماز مسجد خاتم انبياء كوي علوي اهواز نيز اعلام شد گلوله هايي که شيخ سمير دوركوندي را به ديوار دوخت، از اسرائيل و آمريکا و ديگر اشغالگران عراق آمده بود.
خبرگزاري ها به دنبال اين اخبار گزارش داده اند که سال گذشته که چند حادثه انفجار و ترور در اهواز صورت گرفت، چند نفر به اتهام جاسوسي براي بيگانگان و دست داشتن در اين اعمال اعدام شده اند.
آن چه معمولا در اين مورد توجه دستگاه هاي تبليغاتي دولتي قرار نمي گيرد فشار هاي اقتصادي و گسترش نارضايتي عمومي است. چنان که در مورد آخرين ترور در اهواز اعلاميه اي که در سايت هاي خبري منتشر شده حاکي از طرح سوال هايي است مانند اين که چرا مردم خوزستان که روي درياي نفت گران خوايبده اند بايد از نظر اقتصادي به اندازه يک روستا هم توجه نبينند.
در اطلاعيه اي که همزمان با ترور شيخ سمير دورکوندي منتشر شد آمده بود اهالي مايل نيستند که خوزستان به ويژه منطقه جنوبي آن توسط نيروهاي بومي اداره شود چون که نيروهاي بومي به دليل علايق و وابستگي هاي قومي قادر به انجام اين وظيفه نيستند و در صورت اقدام مورد حب و بغض قومي و قبيله اي قرار خواهند گرفت. در اين اطلاعيه از وزارت کشور سوال شده بود که خلع سلاح خوزستان که يک ضرورت امنيتي ملي است چه شد.
آن چه توجه برانگيز است انتشار اعلاميه ها و مطالبي با مضمون مشابه در نقاط مختلف است.
از سوي ديگر فرداي اعلام نظر فرمانده سپاه مبني بر اين که وظيفه اصلي اين نيرو اينک به رفع تهديدات داخلي متمرکز شده است، در وزارت کشور که شوراي امنيت هم آن جا تشکيل جلسه مي دهد مردي از اهالي صومعه سرا خود را پشت در اتاق وزير رساند تا مشکلش را باز گويد و چون با ممانعت ماموران حراست روبه رو شد که وي را از آن جا دور مي کردند، از يک فرصت استفاده کرد و تمام لباس هاي خود کند و لخت مادرزاد پشت دفتر وزير فريادکشان ايستاد. بعد از دستگيري اين مرد چهل ساله معمول شد که همسر بيمارش در اتومبيل کهنه وي در مقابل ساختمان وزارت کشور است. وي زن بيست و نه را به تهران آورده و حالا که وي را دارد به شهر خود بازميگرداند متوجه شده که فقط پانصد تومان براي وي مانده و جائي هم بنزين به او نمي دهند، و مرد مستاصل تنها چاره را براي رساندن صداي خود لخت شدن ديده بود.
بر اساس گزارش ها در ماه گذشته تعداد گروگان گيري ها (از جمله يک گروگان گيري در مدرسه اي در شرق تهران که يک روز به طول انجاميد)، تحصن ها و اعتصابات کارگري (که در موردي چون اعتراض کارگران نيشکر هفت تپه به دخات نيروهاي امنيتي انجاميد) فزوني گرفته و در حالي که دولت سعي مي کند اخبار اين حوادث از رسانه هاي همگاني پخش نشود، اما خبر آنها در شبکه اينترنت و در افواه مي چرخد.
خلاصه کلام همان است که دانشجويان دانشگاه اميرکبير نوشته اند. وقتي دولت "43 تشکل منتقد دانشجويي اعم از شوراي صنفي، کانون فرهنگي وانجمن اسلامي را تعليق يا منحل نموده، و بيش از 550 دانشجو را به جرم ابراز عقيده راهي کميته انضباطي کرده و حتي اگر در اين دو سال بيش از 70 تن از اعضا اين اتحاديه بازداشت و بسياري از دانشجويان منتقد ستاره دار و از حق تحصيل محروم واساتيد برجسته اش به جرم دگر انديشيدن اخراج شده اند و دختران کشورش تنها به جرم دختر بودن از تحصيل باز مانده اند، اگر بهاي بذل و بخشش بي حساب دولت به کشورهاي آمريکاي جنوبي، فقر و بيکاري براي مردم و کسري بودجه ها باشد و سخنان نسنجيده رييس دولت درمورد هولوکاست واقداماتش درعرصه بين الملل تحريم و محروميت را براي مردم کشورش به ارمغان آورده باشد" نارضايي مسلم است.
خدايي شدن ديکتاتور کوچک
نگاه هفته - پنجشنبه 12 مهر 1386 [2007.10.04]
مهرداد شيبانيm.shaibani@roozonline.com
پائيز عجيبي آغاز شد. روح اله حسينيان به گفته خودش داشت زار زار اشک مي ريخت، و به تصوير رئيس دانشگاه کلمبيا نگاه مي کرد که احمدي نژاد را مهري ابدي مي زد: "ديکتاتور کوچک سنگدل".
فاطمه رجبي که بر خلاف روح اله حسينيان قلب رئوفي دارد و تا حالا بر خلاف او حتي در يک فقره قتل زنجيره اي هم دخالت نکرده، تر و فرز چادر به کمر بست و يک فرمان خدائي بنام رئيس شوهرش صادر کرد و اورا آيت خدا بر زمين ناميد.
آمريکائي ها هم روي دست او بلند شدند و يک نماينده خدا معرفي کردند و از زبان سيمون هرش روزنامه نگار معروف که به مطبوعات آلمان گفتند: "جرج بوش براين باور است که از طرف خدا ماموريت دارد و با خدا مرتبا در تماس است. او براين باوراست که دراين رابطه با خدا «قرارداد» دارد در نتيجه در مقابل ايران بايد ايستادگي کند. جرج بوش به هيچ وجه معتقد نيست که ضروري است با ايران به تفاهم برسد."
هرش اضافه کرد که اين نماينده خدا تدارک وسيعي چيده که به کشوري که در آن نماينده خدا را طي عمليات "پيچيده و چند لايه اي" رئيس جمهورش کرده اند؛ حمله نظامي کند: "همچنان معتقدم، امريکا در تدارک حمله به ايران است کاخ سفيد و پنتاگون روي حملات گسترده هوائي هماهنگ با نيروهاي پياده نظام مهاجم متمرکز است. دراين حمله، مي خواهند در وهله اول سيستم نيروي هوائي و سلاح هاي زمين به هواي جمهوري اسلامي را متلاشي کنند."
روزنامه معتبر لوموند هم نوشت: "واشنگتن احتمالا طرح بمباران وسيع ايران و تاسيسات اتمي را كنار خواهد گذاشت و بجاي آن بر روي حملات مشخص بر روي زيرساخت هاي نظامي سپاه پاسداران متمركز خواهد شد".
هرش با ذكر منابع مختلف دولتي و امنيتي كه خواسته اند ناشناس بمانند تاكيد مي كند كه "اين تغيير طرح آمريكا در تابستان جاري و با هدايت ديك چني معاون رييس جمهور امريكا صورت گرفته است. هدف از طرح بمباران وسيع ايران، تاسيسات هسته اي شناخته شده يا مظنون و همچنين اهداف نظامي بود اما اكنون بحث بيشتر بر سر حملات «جراحي» برضد تاسيسات پاسداران انقلاب در تهران و ديگر مناطق است. يعني آنجايي كه حمله بر ضد امريكايي ها در عراق تدارك مي شود".
اين خبر ها وقتي اعلام شد که تازه معلوم شداجلاس شوراي امنيت دو ماه ديگر به تاخير افتاده است.
علي لاريجاني- که آمده بود تا بجاي آب نبات خروار خروار جواهر بگيرد و باشراکت احمدي نژاد ايران را در آستانه هولناک ترين جنگ تاريخ کشور قرار داده- اعلام کرد مشغول ساختن ويلچر براي اسرائيل است تا در صورت حمله آمريکا اين کشور را روي آن بنشاند.
سرداران رنگارنگ سپاه هم فرصت راغنيمت ديدند تا اسب دين کيشوت را سوار شوندو به سبک بچه آبادان علي شمعخاني "لاف" بيايند. سرداري گفت: "هدهدهاي ايراني بصورت ان لاين خليج فارس را کنترل مي کنند" و بيچاره مولانا را در هشتصد مين سال تولدش در گور لرزاند که اين مرغان" عشق" رابه پرواز در آورده بود.
سردار قاسم سليماني از فرماندهان اصلي سپاه قدس و مهره کليدي در عمليات و ترورها ي برون مرزي هم که انگار تازه هشدارهاي فيدل کاسترو و ولاديمير پوتين را در باره حمله آمريکا شنيده بود، گفت: "کوچک ترين حرکت نظامي عليه ايران باشکست مواجه مي شود." تنها سردار رحيم صفوي بود که با کلي به نعل و به ميخ زدن به هشداردهندگان در مورد حمله آمريکا پرداخت.
در آغاز همين پائيز عجيب بود که محسن آرمين گفت: "خط لوله صلح سراب بود." اشاره اش به هند بود که کنار کشيد و پاکستان که دارد براي همين کار دست دست مي کند.
محمد جواد لاريجاني ـ يکي از 5 برادر لاريجاني ـ که امور کشور را در قبضه دارند از"رجم" که همان سنگسار باشد تعريف کردو گفت اين مجازات نه تنها شکنجه نيست، خيلي هم مناسب است.
آماري هم منتشر شد که واقعا مايه مباهات دولت مهر ورزي است که در همين هفته چندميليون دلار ناقابل ديگر به دولت بوليوي وعده داد:
- ايران صاحب رتبه 131 در فساد مالي و اداري.- رتبه ايران در مطلوبيت سرمايه گذاري 135- رتبه ايران به لحاظ کيفيت زندگي هشتادو سومين کشور دنياو تازه اين از نتايج سحر است که روزنامه اعتماد ملي مژده داد نرخ تورم به 20 درصد مي رسد.
و دومين هفته اين پائيز سال 1386 داشت پايان مي گرفت که ايران کاردار فرانسه را احضار کرد. وزير خارجه فرانسه بازهم حرف هاي بسيار تند عليه جمهوري اسلامي زده است.
پائيز ايراني در نيمه راه است. برگهاي زرد، به قول سيروس مشفقي زير پاي معشوق شاعر مي شوند، حميد شيرزادگان يکي از ستارگان فوتبال ايران به خواب ابدي مي رود، حميد قنبري، صداي پرخاطره دوبله ايران،چشم بر جهان مي بندد و دو نماينده خدا در دو سوي زمين، شمشير را براي بندگان خدا از رو بسته اند.
هشدارصفوی را جدی باید گرفت
امیدمعماریان o.memarian@roozonline.com - پنجشنبه 12 مهر 1386 [2007.10.04]
اظهارات هفته گذشته رحیم صفوی درمورد وضعیت کنونی ایران ودشمنانش درمنطقه بسیار هشداردهنده است. وی که پس از ده سال فرماندهی سپاه پاسداران به تازگی جامه مشاورعالی مقام رهبری را به تن کرده به جای شاخ وشانه کشیدن های متعارف فرماندهان نظامی، به سیاستمداران هشدار داده است که درمواجهه با دشمن ساده اندیشی نداشته باشند. او همچنین تاکید کرده است: " دشمنان ما قدار، زورگو، قدرتمند وعصبانی هستند و ما بايد در برابر آنها هوشيارانه آمادگي خود را حفظ كنيم."
ازدیگربخش های مهم صحبت های مهم او دردیداربا بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف می توان به این نکته توجه کرد: " البته نبايد اين مسائل به بدنهي جامعه انتقال پيدا كند تا باعث تنش شود؛ اما مسوولان بايد هوشياري داشته باشند."
این سخنان، درست زمانی منتشر می شود که سیمور هرش روزنامه نگارمشهورهفته نامه نیویورکر، ازجدی بودن بخش هایی دردولت آمریکا برای حمله به ایران خبرداده است. او طی یک سال گذشته درچندین مقاله گفته است که ماجرای حمله به ایران جدی است و دولت آمریکا تصمیم دارد به هر ترتیب که شده تا قبل ازپایان ریاست جمهوری دولت بوش قضیه ایران را به هر نحوی فیصله بدهد.
به اینها می توان افزود نوعی گرایش جدید در رسانه های آمریکایی ازجمله شبکه های تلویزیونی درخصوص خطرات ایران که نشان ازتغییروضعیتی می دهد که تا کنون کم سابقه بوده است. طی هفته های گذشته، شبکه هایی مانند سی ان ان نیزبرنامه هایی را پخش می کنند که بی شباهت به شبکه فاکس نیوز نیست. به خصوص بعد از حضور محمود احمدی نژاد و اظهارات او درسازمان ملل و دردانشگاه کلمبیا که عملا صرف نظر ازهمه حاشیه های به وجود آمده، پیام ناسازگاری و بی توجهی به خواسته های جامعه بین المللی –صرف نظر حق ویا ناحق بودن آن- را به همراه داشت، چنین برنامه هایی این روزها به کررات دررسانه های جمعی منتشر می شود.
نیم نگاهی به اظهارات مقامات آمریکایی ویا برخی کشورهای اروپایی – ازجمله فرانسه وآلمان- نیز حاکی ازآن است که حلقه فشارهاعلیه ایران روز به روز تنگ تر می شود آنچنان که سردارسپاهی، به صراحت ازحجم تهدید و خطرناک بودن وضعیتی که کشور درآن به سر می برد سخن گفته است.
طی ماه های گذشته، به نظر می رسید که ایران با برداشتن برخی گام ها، عملا زمان می خرد و آمریکا هم با توجه به مشکلات روزافزونش درعراق وافغانستان هر روز بیش از دیروز از ایده مواجهه با ایران دور می شود. اما هم اکنون به نظر می رسد، چنانکه مقامات آمریکایی بارها تاکید کرده اند، مساله عراق و ایران دوموضوع جدا از هم هستند. این بخش مهمی از تحلیلی است که از دید بسیاری ازمقامات ایرانی طی چند سال گذشته پنهان بوده است ویا حداقل به نظر می رسد که علاقه ایی نداشته اند که دنیا را از این دریچه ببینند. پروژه مهار ایران برای بسیاری از نومحافظه کاران آمریکایی پروژه ایی دراز مدت بوده است و به نظر می رسد بحران عراق تنها آن را کمی به عقب انداخته است.
به همین جهت رحیم صفوی به دوصفت اشاره می کند که معمولا توسط تحلیلگران دولت محافظه کار جدی گرفته نمی شود: "دشمن عصبانی وقدرتمند است." دشمن عصبانی به این معنی است که عملا گزینه گفت وگو ومصالحه عملا به کار نمی آید. آمریکا به گفت وگو با تهران علاقه مند نیست. کما اینکه هرش درآخرین مقاله اش درخصوص علاقه مندی ایران به کمک به حل مساله عراق درصورت کوتاه آمدن آمریکا درمورد ایران سخن گفته که توسط آمریکایی ها جدی گرفته نشده است. دوم موضوع قدرتمند بودن. برخی از تحلیلگران و نزدیکان به دولت گاه فراموش می کنند که توانایی های نظامی آمریکا چیست؟ آنها تا صحبت ازاحتمال حمله آمریکا به ایران می شود می گویند که هم اکنون این کشور درعراق گیر کرده است واحتمال حمله صفر است چون به لحاظ نظامی واقتصادی وحتی سیاسی چنین توانی وجود ندارد.
این درست است هنگامی که آمریکا منظورش ازتعدی به خاک کشور، حمله نظامی زمینی نفربه نفرباشد. درحالی که همه صحبت هایی که درمورد حمله به ایران می شود، یک حمله گسترده هوایی است. آمریکا آنقدرهواپیمای جنگی پیشرفته درمنطقه دارد که بتواند به شکلی جنون آمیز به تخریب منابع وزیرساختارهای کشور بپردازد.ازسوی دیگر اقدامات سیاسی آمریکا طی ماه های گذشته برای بردن ایران به لبه پرتگاه به نحو چشمگیری گسترده بوده است. ازهمین روست که صفوی هشدارمی دهد ساده اندیشی نشود. با این وجود معلوم نیست چه کسی نباید دچار این ساده اندیشی شود؟ محمود احمدی نژاد وهمراهانش که تهدید نظامی آمریکا را عملا به هیچ می انگارند؟ یا فرماندهان نظامی که از هم اکنون خود را برای روش های پازتیزانی عملیات های تلافی جویانه آماده می کنند؟
این روزها اگر سخنان بسیاری را می توان تبلیغاتی نامید وجنگ روانی، نمی توان نسبت به آنچه فرمانده سابق سپاه گفته است – وپیش ازآن محسن رضایی دیگرفرمانده سپاه به آن اشاره کرده بود- بی تفاوت گذشت. مجموعه تلاش های آمریکا وبرخی متحدانش درطی دوسه سال گذشته به سمت وسویی می رود که ابعاد بسیارخطرناکی را ترسیم می کند. ماجرا درنقطه ای است که به نظر می رسد ازدست مردم وفعالان جامعه مدنی وصلح دوستان کارچندانی دیگر برنیاید، کما اینکه درمورد عراق نیزبرنیامد. می ماند دولتمردان که درروزهایی که بسیاری درمحافل غربی آن راشبیه بهار سال 2003 وهفته های قبل ازحمله به عراق می دانند، با تصمیماتی تعیین کننده وهوشیارانه، روند نگران کننده کنونی را تغییر دهند. اما آیا گوش شنوا وهوشیاری برای چنین اقداماتی وجود دارد؟
تحليل لس آنجلس تايمز از سیاست های فعلی واشنگتن در جن آینده آمریکا در عراق با حضور ایران -
تحليل لس آنجلس تايمز از سیاست های فعلی واشنگتن در جنگ - پنجشنبه 12 مهر 1386 [2007.10.04]
باربارا والتر
بوش از زمان آغاز جنگ عراق، اين مطلب را روشن کرده که ايالات متحده تا زماني که کار تمام شود در آنجا باقی خواهد ماند و پيروزی در نهايت با آمريکا است. اين شعار تکراری مانع از قبول شکست آمريکا توسط رييس جمهور می شود، اما از سوی ديگر باعث می شود از آموخته هايمان در مورد جنگ های داخلی کشورها بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون غفلت کنيم.وقوع حدود 125 جنگ داخلی از سال 1945- کشمکش هایی که منجر به بروز دست کم هزار کشته به ازای هر جنگ شده - بيانگر چند نکته است: اول این که جنگ تمدن ها در عراق برای سال های سال ادامه خواهد داشت. اين نبرد بايد به پيروزی قطعی يکی از طرفين شيعه يا سنی در آنجا ختم شود و هيچ توافق ادامه یابنده ای در کار نخواهد بود. ضمنا" طرف ضعيف تر هرگز هيچ توافقی را امضاء نکرده و سلاح هايش را زمين نخواهد گذاشت زيرا در اين صورت ديگر نمی تواند بر سر شرايط توافق چانه زنی کند.
جنگ داخلی هرگز زود تمام نمی شود. ميانگين طول مدت همه جنگ های داخلی از سال 1945 حدود 10 سال بوده است. درگيری ها در برمه، آنگولا، هند، فيليپين، چاد و کلمیيا بيش از 30 سال ادامه داشته است. جنگ در افغانستان، کامبوج، لبنان، سودان و پرو هريک بيش از 15 سال طول کشيده است. حتی جنگ داخلی قبلی در عراق عليه کردها 14 سال طول کشيد.
از نظر تاريخی می توان گفت جنگ داخلی فعلی در عراق که در مراحل ابتدايی خود است، به هيچ وجه قرار نيست نبردی آسان و کوتاه مدت باشد.
درس ديگری که از تاريخ گرفته می شود اين است که هرچه تعداد جناح های درگير در جنگ داخلی بيشتر باشد، اين کشمکش برای مدت طولانی تری ادامه خواهد يافت. در عراق گروه های مختلفی در اين درگيری حضور دارند که از سوی نيروهای خارجی فراوانی حمايت می شوند و اين مانع دستيابی به يک توافق در شرايط فعلی می شود. نه تنها نمی توان يک سخنگوی واحد را برای تمام گروه های شيعه يا تمام گروه های سنی در عراق پيدا کرد، بلکه مجلس عراق هم در سرکوب خشونت ها ناتوان مانده است.
اين نظير مشکلی است که لبنان در جنگ های داخلی سال های 1975 تا 1991 با ورود گروه های مسلح رقيب به خشونت های فرقه ای تجربه شد. ضمنا" اين خود دليلی است برای اين که چرا پايان يافتن آن جنگ کار چنان مشکلی شد.
جنگ های داخلی به ندرت در نتيجه يک توافق ضمن مذاکره خاتمه می يابند. در مطالعه ای که برای نوشتن کتابی انجام داده ام، فهميدم 76در صد جنگ های داخلی در نیمه دوم قرن بیستم فقط وقتی تمام شدند که يکی از طرف ها بر تمامی رقيبان پيروز شده است. تنها 24 درصد جنگ ها با انجام نوعی مذاکره به عنوان راه حل، پايان يافته اند. اين تعيين می کند جنگ در عراق پای ميز مذاکره تمام نمی شود بلکه همه چيز در ميدان جنگ تعيين خواهد شد.
عراق در بر گیرنده گروه های مختلفی از شيعيان و سنی هاست، آن ها از مذاکره برای طول دادن درگيری ها استقبال می کنند. می توان قدرت و درآمدهای نفتی را تقسيم کرد اما مساله دشوار اين است که به هيچ وسيله ای نمی توان توافق های به دست آمده را لازم الاجرا کرد. چگونه می توانيد سنی ها را متقاعد کنيد که با زمين گذاشتن سلاح هایشان مانع از آن شوند که شيعيان ساختار قدرتی نظير ايران در عراق برپا کنند؟ سنی ها اقليتی از جمعيت هستند که بیش تر در مناطق نفت خيز اما فقير کشور زندگی می کنند و اين مساله آنها را مستحق بهره مندی از اين منابع می کند.
مقامات آمريکايی از ايجاد يک توافق قدرتمند با مشارکت سه گروه نژادی اصلی در عراق حرف می زنند زيرا آنها نمی دانند چه فاجعه ای در پيش است. فشار برای مصالحه مشروط در آنجا کاری ساده لوحانه است و هيچ پشتوانه تاريخی يا سياسی برای آن وجود ندارد.
دو نتيجه بيشتر محتمل و موجه که برای اين کشمکش قابل پيش بينی است عبارتند از ايجاد يک دولت تندروی اسلامی شيعه با پشتيبانی ايران و يا برقراری يک دولت سنی مرتبط با القاعده.
يکی از چيزهايی که در 60 سال گذشته آموخته شده اين است که برقراری توافق صلح تنها در حالی عملی است که يک گروه سومی برای لازم الاجرا کردن توافق و نيز حمايت از حقوق گروه ضعيف تر در کار باشد. برای همين بود که 40 هزار نيروی ناتو پس از امضاء توافق ديتون در بوسنی مستقر شدند. شکست توافق ها در رواندا هم به دليل نبودن همين گروه سوم بود.
مشکل در عراق اين است که به نظر نمی رسد هيچ گروه سومی مايل به تضمين توافق ها شود. هيچ کس اعتقاد ندارد حضور ايالات متحده پس از سال 2009 ادامه خواهد يافت و يا اين که خروج آنها با جايگزينی نيروها از سوی اتحاديه اروپا همراه خواهد بود.
اين چه معنايی برای درگير بودن ايالات متحده در ماجرا دارد؟ يک نتيجه گيری اين است که اگر ما برنامه ای برای حضور بسيار طولانی مدت در عراق نداريم، هيچ منفعتی هم از بودن در آنجا برای چند سال بيشتر نخواهيم برد. فعلا" حضور بيشتر ايالات متحده در آنجا منجر به کشته شدن سربازان آمريکايی بيشتر می شود و به القاعده کمک می کند حاميان بيشتری را جذب خود کند.
اين چيزی نيست که مسولان سياسی در واشنگتن مايل به شنيدنش باشند. دليلش اين است که دولتی که در عراق بر سرکار خواهد آمد به احتمال قوی وابسته به حمايت تندروهای خاورميانه خواهد بود و نه يک حامی يا خيرخواه ايالات متحده.
مساله غم انگيز در مورد جنگ های داخلی عراق اين است که ما با سرنگونی صدام حسين شرايطی را ايجاد کرديم که بر اثر آن بیش از پیش متوجه شدیم که اساسا چرا اين همه مدت از او حمايت می کرديم.
منبع: لس انجلس تايمز – 2 اکتبر
Tuesday, October 02, 2007
سپاه و ظرفیت «مشکل آفرینی» آمریکا؟
سپاه و ظرفیت «مشکل آفرینی» آمریکا؟
دویچه وله : پاسخ جمهوری اسلامی به تهدیدهای آمریکا، تهدید متقابل است. در ایران از سویی حملهی آمریکا ناممکن عنوان میشود از سوی دیگر فرماندهی سابق سپاه به سیاستمداران هشدار میدهد سادهاندیش نباشند.
تهدید اخیر اسرائیل از سوی علی لاریجانی، در خبرها و گزارشهای بسیاری منعکس شده است. این تهدید سخن تازهای نیست، اما بیان آن به این صراحت و از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی، میتواند گویای برنامههایی باشد که جمهوری اسلامی برای مقابله با یک حملهی نظامی احتمالی آمریکا تدارک دیده است. پیش از این بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی هشدار داده بودند که تمام پایگاههای آمریکا در منطقه در تیررس ایران قرار دارد. نمایش موشکهایی که میتوانند خاک اسرائیل را هدف قرار دهند نیز ابعاد گسترش یک درگیری احتمالی را نشان میدهد.
نقاط ضعف دشمن آشکار استاول مهرماه، نایب رئیس مجلس، محمد رضا باهنر با اشاره به رژهی نیروهای نظامی در سالروز جنگ ایران و عراق اظهار داشت: «هرگونه تعرض به ایران کل منطقه را به آتش خواهد کشید.» همان روز یحیی رحیمصفوی، فرمانده پیشین سپاه به قدرت این نهاد اشاره کرد که به گفتهی او، با حضور آمریکا در منطقه، استراتژی و تجهیزات نظامی خود را متناسب با جنگی فرامنطقهای طراحی کرده. فرماندهی جدید سپاه محمد علی جعفری نیز با اشاره به این که نقاط ضعف دشمن در منطقه آشکار شده میگوید: «بهویژه تجربیات ۳۳ روزه جنگ لبنان به شناسایی نقاط ضعف دشمن کمک کرد و ما نیز این تجربیات را در سازمان خود پیاده کردهایم.» [خبرگزاری فارس، دوم مهر]
حمله به ایران: دست کردن در لانهی زنبوربه گزارش فاینشال تایمز، علی لاریجانی در گفتوگویی حملهی آمریکا به ایران را دست کردن در لانهی زنبور خوانده و افزوده است در این صورت ایالات متحده اسرائیل را روی "ویلچر" خواهد دید. به گزارش ایسنا، این روزنامه مینویسد لاریجانی چگونگی انتقامجویی ایران را توضیح نداده است. اما با توجه به گفتهی مقامات ایرانی تصور اقدامات تلافیجویانهی ایران کار دشواری نیست. آنچه در مورد آن نظرهای متفاوتی وجود دارد، امکان یک حملهی نظامی و توان واقعی طرفین در یک رویارویی احتمالی است.
حملهی آمریکا به ایران، جنگ روانی یا تهدیدی جدی؟در ایران سالهاست شعار "آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" بر دیوارها مشاهده و در سخنرانیها شنیده میشود. اما دستکم نگرفتن آمریکا نیز هشداری است که از سوی مقامهای ارشد نظام بسیار بیان شدهاست. به این ترتیب در حالیکه بارها زمزمهی یک حملهی احتمالی جنگ روانی و تهدید توخالی عنوان شده فرماندهی پیشین سپاه در جمع دانشجویان بسیجی دانشگاه صنعتی شریف گفته است «از نظر نظامی نباید سادهاندیشی کنیم.» به اعتقاد او «آمریکا با این نیروهایی که در منطقه دارد ظرفیت ایجاد مشکل برای ما را دارد.» با این همه در داخل آمریکا نیز بسیاری از تحلیگران معتقدند تا روشن نشدن وضعیت عراق هر درگیری تازهای به نفع این کشور نیست. رحیمصفوی نیز که اکنون به عنوان مشاور عالی آیتالله خامنهای رهبر مذهبی جمهوری اسلامی انجام وظیفه میکند معتقد است: «آمریکا از نظر سیاسی توان بازکردن جبهه جدیدی را با توجه به مشکلاتش در عراق و افغانستان، ندارد.»
"پرهیز از ایجاد تنش همزمان با واقعبینی"به گزارش خبرگزاریها، رحیمصفوی در سخنان اخیر خود یکی از عبرتهای جنگ ۸ ساله با عراق را این دانسته که «سیاستمداران و دستگاههای اطلاعاتی نباید در مواجهه با دشمن سادهاندیشی کنند.» او میافزاید: «دشمنان ما قدار و زورگو و قدرتمند و عصبانی هستند و ما باید در برابر آنها هوشیارانه آمادگی خود را حفظ کنیم.» توصیهی صریح رحیمصفوی پرهیز از ایجاد تنش در جامعه، همزمان با واقعبینی است. او ضمن تاکید بر این که "نباید این مسائل به بدنهی جامعه انتقال پیدا کند تا باعث تنش شود" میافزاید: «اما مسوولان باید هوشیاری داشته باشند.» بهزاد کشمیریپور، گزارشگر دویچه وله در تهران
حمله به ايران، براي بشريت خطرناک استيک نشست بين المللي با شرکت فعالان 40 کشور
حمله به ايران، براي بشريت خطرناک استيک نشست بين المللي با شرکت فعالان 40 کشور
روزآنلاين : انجمن آلماني- امريکايي شيلر، به عنوان يک مؤسسه پژوهشي در زمينه هاي اقتصادي و سياسي، در سال 1984 طي کنفرانسي در شهر ويسبادن آلمان تأسيس شد. اين انجمن از سال 1985، يعني از زمان برگزاري کنفرانس دوم خود در واشنگتن، کنفرانس هاي بسياري را در اقصي نقاط جهان در مورد بحران هاي جهان معاصر برگزار کرده است.اين انجمن طي کنفرانس اخير خود در شهر کيدريش [در جنوب غربي ويسبادن]، به بحث پيرامون موضوعات مختلفي، از جمله تصويب مصوبه اي براي محکوم کردن هرگونه اقدام نظامي عليه ايران، پرداخته است.
کنفرانس انجمن شيلرچند صد نفر به دعوت انجمن شيلر مبني بر شرکت در کنفرانس کيدريش [15 و 16 سپتامبر] پاسخ مثبت دادند. اين کنفرانس در زماني برگزار شد که تنش هاي بين المللي به نهايت درجه خود رسيده و اين درحالي است که سيستم مالي بين المللي در حال فروپاشي است و واقعيت خطر جنگ، به ويژه عليه ايران، بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود. در اين کنفرانس دو مصوبه به اتفاق آراء به تصويب رسيد: يک مصوبه به مخالفت با هرگونه اقدام نظامي عليه ايران مي پردازد و مصوبه دوم به لزوم ايجاد يک سيستم بين المللي جديد مالي اشاره مي کند.
جنگ با ايران محکوم استمصوبه "محکوم کردن هرگونه اقدام نظامي عليه ايران"به اتفاق آراء از سوي 350 شرکت کننده از 40 کشور جهان در کنفرانس کيدريش به تصويب رسيد. طي اين کنفرانس، شرکت کنندگان هرگونه اقدام و مداخله نظامي عليه ايران را به شدت محکوم کردند. شرکت کنندگان معتقدند چنين حمله اي بي شک پيامدهاي فاجعه بار و اسفناکي بر صلح جهاني خواهد داشت و مطمئناً بشريت را وارد فاز جديدي از ظلمت و تاريکي خواهد کرد. چنين جنگي عواقب و پيامدهايي بسيار خطرناک تر و زيانبارتر از جنگ عراق که تاکنون به عنوان بدترين فاجعه استراتژيک در تاريخ ايالات متحده شناخته شده خواهد داشت:"ما به اظهارات دکتر محمد البرادعي، مسؤول آژانس اتمي، اشاره مي کنيم که گفت فعاليت هاي رسانه اي عليه ايران دقيقاً دروغ هاي قبل از جنگ عراق را براي او يادآوري مي کند. دکتر البرادعي همچنين تأکيد مي کند که در مذاکرات اخير، راهي باز شده است تا طي آن بتوان بسياري از مسايل مهم و سؤال برانگيز را حل و فصل نمود.وقوع جنگ در قرن بيست و يکم، بسيار منسوخ و مهجور به نظر مي رسد و ديگر نمي توان آن را به عنوان عاملي براي حل و فصل مناقشاتي که مي توانند با همکاري اقتصادي بر پايه ايده يک جامعه اصولي و منسجم حل شوند به حساب آورد. در اين ميان نبايد "اصل اجتماع" مبني بر "ارحجيت ديگران" را که در صلح وست فالن [استاني در غرب آلمان] به دست آمده فراموش کرد."
2000 هدف ارزشمند در ايران؟براساس اطلاعات به دست آمده از سوي منابع موثق، ديک چني، معاون رييس جمهور امريکا، همچنان نسبت به انجام حمله نظامي عليه ايران و استفاده احتمالي از تسليحات هسته اي در ابعاد کوچک عليه تأسيسات اتمي زيرزميني ايران مصمم است. به نقل از منابع نظامي، حمله امريکا مي تواند تا 2000 "هدف ارزشمند" در ايران را پوشش دهد و "آخرين فرصت" براي آغاز چنين حمله اي از هم اکنون تا ماه مارس 2008 خواهد بود. در حال حاضر، کارشناسان از تدارکات فشرده ولي پنهاني، به ويژه در خصوص استقرار هواپيماهاي بمب افکن در قطر و ارسال تجهيزات امريکايي به اروپاي مرکزي و خاوردور [پايگاه امريکايي "ديه گو گارسيا" در اقيانوس هند]، سخن مي گويند.جدا از گزينه جنگي ديک چني، مي توان جناحي را در لندن مشاهده کرد که به طور بي وقفه وانمود مي کند ايران و سوريه با همکاري کره شمالي قصد دستيابي به سلاح هاي هسته اي مدرن را دارند.در نزد محافل دولتي امريکا، قوي ترين مخالفت با مقوله جنگ از جانب فرماندهي نظامي آن مطرح شده که مي گويد ديپلماسي مي تواند مناقشات بين تهران و واشنگتن را حل و فصل کند و اينکه هرگونه مداخله نظامي بين ايالات متحده و ايران به معني فاجعه اي براي کل منطقه خواهد بود. به نقل از برخي منابع، گزارش جديدي که اخيراً درخصوص برنامه هسته اي ايران به چاپ رسيده تمامي برآوردهاي انجام شده در اين زمينه را تأکيد کرده است: ايران امکان توليد سلاح هسته اي را تا چند سال آينده نخواهد داشت. منبع: انجمن شيلر، 27 سپتامبر 2007
تحصن چند هزار نفری کارگران نيشکر هفت تپه همچنان ادامه دارد
تحصن چند هزار نفری کارگران نيشکر هفت تپه همچنان ادامه دارد
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده ازکارگران نیشکر هفت تپه در چهارمین روز اعتراضات و تحصن خود امروز راس ساعت 09:00 صبح از سه راهی شوش تظاهرات شروع شد و به سمت فرمانداری ادامه یافت که مسافت 5 کیلومتر است .در طی مسیر کارگران شعارهای متعددی می دادند. از جمله شعارهائی که در این تظاهرات داده می شود عبارتند بود از: مدیر بی لیاقت خجالت خجالت ، مدیر بی لیاقت استعفا استعفا،مرک بر دروغگو ، هفت تپه، قند دزفول پیوندتان مبارک، حقوق ماهیانه حق مسلم ماست و شعرهای متعدد دیگر... در تظاهرات و تحص امروز تعداد زیادی از کارگران قند دزفول که در اثر سیاسیت غلط کارخانۀ آنها به ورشکستگی کشیده شده است و کارگران آنها بیکار شده اند شرکت داشتند.علیرغم کارشکنهای نیروی امنیتی و انتظامی تا گزارش این خبر بیش از 2500 کارگر شرکت داشتند و کارگران از طرق مختلف خودشان را به صفوف دیگر همکارانشان می رسانند.نیروهای گارد ویژه و نیروی انتظامی و اطلاعاتی در طی مسیر کارگران را در محاصرۀ خود داشتند. و دائم فعالین کارگری را مورد تهدید قرار می دادند از جمله کسانی که کارگران را مورد تهدید قرار می دادند افرادی به نامهای سرگرد ملکی پور از نیروهای انتظامی و سرگرد علی کرم خسروپور بودند.در طی 24 ساعت گذشته تهدیدات حضوری و تلفنی نیروهای اطلاعات علیه کارگران به صورت فزآینده ای ادامه داشت.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، نسبت به سرگوب کارگران که ماها از گرفتن خقوق معوقۀ خود محروم هستند و در شراط معیشتی دشواری قرار دارند هشدار میدهد و از سازمان جهانی کار خواستار مداخلۀ فوری است که قوانین بین المللی که رژیم ایران متعهد به انجام آن است وادار به رعایت آنها کند و اجازه ندهد که اینگونه قوانین بین المللی در ایران نقض شوند.
رانسه خواستار اعمال تحريمها در حين ادامه گفتوگو با ايران شد
فرانسه خواستار اعمال تحريمها در حين ادامه گفتوگو با ايران شد
خبرگزاري فارس: وزير خارجه فرانسه گفت غرب در صورتي كه ميخواهد تحريمها از سوي ايران جدي گرفته شود بايد به آنها ادامه دهد.به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، برنار كوشنر در گفتوگو با شبكه يك راديو اروپا تصريح كرد اوضاع در ايران خطرناك است و ايران مسلح به سلاح هستهاي اوضاع در خاورميانه را حتي پيچيدهتر ميكند.وي افزود: «در حالي كه گفتوگوي اروپاييها ادامه دارد، ما بايد روي تحريمها كار كنيم تا جدي گرفته شوند.»وزير خارجه فرانسه اظهار داشت: «آيا اين راه حل درست است؟ اين بخشي از راه حل است. آيا بايد فراتر از آن نيز برويم؟ ممكن است.»وي از توضيح بيشتر درباره اظهاراتش خودداري كرد.كوشنر با بيان اينكه ايران نقش موثري در عراق داشته و در خاورميانه نفوذ دارد، گفت: «هيچ چيز خطرناكتر از وضعيت كنوني در ايران نيست.»وي تاكيد كرد: «همه اينها اين كشور را به مكاني بسيار بسيار خطرناك و خطرناكترين مكان در جهان تبديل ميكند. اگر علاوه بر اين، بمب ايراني نيز به آن افزوده شود، فكر ميكنم بسيار دشوار خواهد شد.
استرالیا از طرحهای نظامی آمریکا عليه ايران پيروی نخواهد کرد
استرالیا از طرحهای نظامی آمریکا عليه ايران پيروی نخواهد کرد
وزیر امور خارجه استرالیا برخی خبرها مبنی بر موافقت این کشور با اقدام نظامی آمریکا علیه ایران و همراهی کانبرا با برنامه های احتمالی واشنگتن را تکذیب کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه خبری "ای بی سی نیوز"، "الکساندر داونر" گفت که اعتقاد ندارد آمریکا درحال طراحی حمله به ایران است، اما اگر این مسیر را دنبال کند، استرالیا از آن تبعیت نخواهد کرد.وی تاکید کرد: موضع آمریکا این است که آنها گزینه نظامی را رد نمی کنند. این به ویژه با توجه به برنامه هسته ای ایران است که جامعه بین المللی درباره آن نگران است، اما در نظر نداریم در هرگونه اقدام نظامی علیه کسی مشارکت کنیم."سیمور هرش"، روزنامه نگار معروف آمریکایی 18 ماه پیش احتمال حمله نظامی آمریکا علیه ایران را فاش کرده بود. وی اخیراً با انتشار مطلبی در روزنامه نیویورکر ادعا کرد که دولت بوش طرح حمله گسترده به ایران را تغییر داده و بر حملات بر موسسات مربوط به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران متمرکز شده است.هرش اعلام کرد که "جرج بوش"، رئیس جمهور آمریکا هم اکنون تمرکز خود را بر جلب حمایت متحدانش از جمله استرالیا متوجه کرده است و با واکنش های مثبتی از استرالیا و گوردون براون نخست وزیر انگلیس و همچنین رژیم اسرائیل روبرو شده است.این در حالی است که کاخ سفید شب گذشته در واکنش به خبرهای برخی رسانه ها مبنی بر احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران به سبب برنامه هسته ای صلح آمیز آن ادعا کرد که واشنگتن در پی یک راه حل دیپلماتیک برای موضوع هسته ای تهران خواهد بود .
آخرين خبر از بازداشت شدگان موسوم به اراذل و اوباش
آخرين خبر از بازداشت شدگان موسوم به اراذل و اوباش
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : میثم لطفی از بازداشت شدگان طرح موسوم به امنیت اجتماعی( برخورد با اراذل و اوباش) از حدود یک ماه و نیم پیش به زندان اوین انتقال یافته و در سلول انفرادی به سر می برد.خانواده لطفی با اعلام این مطلب می گویند:" پس از اینکه میثم به مدت 3 ماه در سوله کهریزک زندانی بود، او را به همراه سایر بازداشت شدگان به زندان اوین انتقال دادند." با این حال به نظر می رسد، میثم لطفی به همراه هانی خواندار که هر دو زیر حکم اعدام هستند، تنها کسانی باشند که در سلول انفرادی نگهداری می شوند.پیش تر حدود 30 تن از این افراد به اندرزگاه های 7 و 8 زندان اوین انتقال یافته اند.همچنین مادر میثم لطفی با تکذیب خبر بازداشت خود می گوید که " دادگاه انقلاب وی را احضار کرده است ، اما تاکنون فرصت حضور در دادگاه را نیافته است."وی که به دلیل پیگیری وضعیت فرزندش چندین بار در دادگاه انقلاب تحت بازجویی قرار گرفته اضافه می کند،:" مسئولین دادگاه تهدید کرده اند که در صورت عدم حضور، من را بازداشت خواهند کرد."گفتنی است اغلب زندانیان انتقال یافته به بندهای عمومی، از کشته شدن حداقل 10 تن از بازداشت شدگان در سوله کهریزک خبر می دهند که به دلیل شدت شکنجه های وارده و عدم وجود شرایط مناسب بهداشتی و غذایی، جان باخته اند.
تلاش هیلاری کلینتون برای جلوگیری از حمله ی نظامی به ایران
تلاش هیلاری کلینتون برای جلوگیری از حمله ی نظامی به ایران
دويچه وله : هیلاری کلینتون قصد دارد طرحی به مجلس ببرد که طبق آن رئیس جمهور، بدون تصویب کنگرهی آمریکا حق تأمین مالی جنگی تازه را نداشته باشد.گزارش سیمورهرش در هفته نامهی نیویورکر، که در آن از طرحهای کاخ سفید برای حملههای موضعی علیه پایگاههای سپاه پاسداران ایران پرده برداشته میشود، در رسانههای آمریکا انعکاس گستردهای داشت. حزب دموکراتیک آمریکا، که حزب سیاسی اپوزیسیون محسوب می شود، هنوز به طور رسمی واکنشی نشان نداده است، اما خانم هیلاری کلینتون سناتور ایالت نیویورک و نامزد اصلی حزب دموکراتیک برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، اعلام کرد، قصد دارد طرحی به مجلس ببرد که طبق آن رئیس جمهور بدون تصویب کنگرهی آمریکا حق تأمین مالی جنگی تازه را نداشته باشد. سناتور هیلاری کلینتون بارها از سوی رقبای انتخاباتی خود در حزب دموکراتیک متهم به نظامیگری شده است، زیرا در سال ۲۰۰۲ به حملهی نظامی علیه عراق رأی مثبت داده بود. هفتهی گذشته نیز در یک مناظره میان نامزدهای حزب دموکراتیک برای انتخابات سال آیندهی ریاست جمهوری، جان ادواردز، سناتور سابق ایالت کارولینای شمالی، از خانم کلینتون به شدت انتقاد کرد که چرا او در برابر کاخ سفید تسلیم شده و لایحهی تروریست بودن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تصویب کرده است.
"تصویب لایحهی تروریست بودن سپاه برابر است با تصویب جنگ علیه ایران"جان ادواردز گفت، «شما نمی توانید به این رئیس جمهور قدرت اجرایی [برای حملهء نظامی] بدهید و حتا نباید اجازه دهید او قدم اول را در جهت کسب قدرت اجرایی بردارد. زیرا این رئیس جمهور قابل اعتماد نیست.» آقای ادواردز به خانم کلینتون گفت تصویب لایحهی تروریست بودن سپاه به معنی تصویب جنگ با ایران است.در برابر این انتقادات، روز گذشته (یکم اکتبر)، خانم کلینتون اعلام کرد قصد دارد لایحه ای به مجلس سنا ببرد که طبق آن رئیس جمهور حق نداشته باشد بدون اجازهی کنگره، جنگ دیگری را آغاز و برای آن بودجه دریافت کند. در اعلامیهی هیلاری کلینتون آمده است: «من کماکان از سیاست گفتوگو با ایران حمایت می کنم. زیرا دیپلماسی ِسالم و قوی، پیش شرط رسیدن به اهداف ماست.» حمله به ایران تنها با اجازهی رسمی کنگرههمچنین روز گذشته در یک سخنرانی انتخاباتی در شهرک اوکلند در ایالت کالیفرنیا، خانم کلینتون گفت: «من اعتقاد دارم رئیس جمهور [بوش] اعتماد میان ما و خودش را برباد داده، به همین دلیل ما به این قانون احتیاج داریم. اگر رئیس جمهور به این نتیجه رسیده که باید علیه ایران از قدرت نظامی استفاده کند، باید قبلاً به کنگره بیاید و مردم آمریکا را قانع کند که چنین است.»هیلاری کلینتون اضافه کرد طرح او باعث نخواهد شد که نظامیان آمریکایی نتوانند پاسخ حملات ایران را در عراق بدهند. او گفت طرح او نافی دفاع از خود نیست بلکه تهاجم نظامی را مورد نظر دارد. خانم کلینتون گفت: «این یک اشتباه بسیار بزرگ تاریخی خواهد بود اگر کابینهی کنونی آمریکا خیال کند مصوبات کنگره، اجازهی حمله به ایران را می دهد. چنین اقدامی باید به شکل رسمی از سوی کنگره تصویب شود.»عبدی کلانتری ـ از نیویورک
کاخ سفید دعوت دانشگاه ایرانی از بوش را رد کرد
کاخ سفید دعوت دانشگاه ایرانی از بوش را رد کرد
بی بی سی : ایالات متحده به دعوت یکی از دانشگاه های ایران از جورج بوش برای سخنرانی و شرکت در جلسه پرسش و پاسخ جواب رد داده است.به گفته دانا پرینو، سخنگوی کاخ سفید، مقام های آمریکایی این دعوت را جدی نگرفته اند. پیش از این علیرضا آشوری رئیس دانشگاه فردوسی مشهد از جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا برای شرکت در یک جلسه پرسش و پاسخ در این دانشگاه دعوت کرده بود. آقای آشوری در دعوتنامه ای یک جمله ای، از رئیس جمهور آمریکا دعوت کرده است تا "جهت ایراد سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان این دانشگاه، و پاسخ به سوالات آنها در خصوص حقوق بشر، تروریسم و هولوکاست" در جلسه ای در این دانشگاه حاضر شود.این دعوتنامه یک هفته پس از آن منتشر می شود که محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، در دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک در جلسه مشابهی شرکت کرد.خانم پرینو در واکنش به این دعوت گفت: " اگر ایران جامعه ای آزاد و دموکراتیک بود که مردمش آزادی بیان داشتند، اگر به دنبال سلاح هسته ای نبود، و اگر نمی خواست اسرائیل را نابود کند، شاید رئیس جمهور [آمریکا] این دعوت را در نظر می گرفت."
سپاه و ظرفیت «مشکل آفرینی» آمریکا؟
سپاه و ظرفیت «مشکل آفرینی» آمریکا؟
دویچه وله : پاسخ جمهوری اسلامی به تهدیدهای آمریکا، تهدید متقابل است. در ایران از سویی حملهی آمریکا ناممکن عنوان میشود از سوی دیگر فرماندهی سابق سپاه به سیاستمداران هشدار میدهد سادهاندیش نباشند.
تهدید اخیر اسرائیل از سوی علی لاریجانی، در خبرها و گزارشهای بسیاری منعکس شده است. این تهدید سخن تازهای نیست، اما بیان آن به این صراحت و از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی، میتواند گویای برنامههایی باشد که جمهوری اسلامی برای مقابله با یک حملهی نظامی احتمالی آمریکا تدارک دیده است. پیش از این بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی هشدار داده بودند که تمام پایگاههای آمریکا در منطقه در تیررس ایران قرار دارد. نمایش موشکهایی که میتوانند خاک اسرائیل را هدف قرار دهند نیز ابعاد گسترش یک درگیری احتمالی را نشان میدهد.
نقاط ضعف دشمن آشکار استاول مهرماه، نایب رئیس مجلس، محمد رضا باهنر با اشاره به رژهی نیروهای نظامی در سالروز جنگ ایران و عراق اظهار داشت: «هرگونه تعرض به ایران کل منطقه را به آتش خواهد کشید.» همان روز یحیی رحیمصفوی، فرمانده پیشین سپاه به قدرت این نهاد اشاره کرد که به گفتهی او، با حضور آمریکا در منطقه، استراتژی و تجهیزات نظامی خود را متناسب با جنگی فرامنطقهای طراحی کرده. فرماندهی جدید سپاه محمد علی جعفری نیز با اشاره به این که نقاط ضعف دشمن در منطقه آشکار شده میگوید: «بهویژه تجربیات ۳۳ روزه جنگ لبنان به شناسایی نقاط ضعف دشمن کمک کرد و ما نیز این تجربیات را در سازمان خود پیاده کردهایم.» [خبرگزاری فارس، دوم مهر]
حمله به ایران: دست کردن در لانهی زنبوربه گزارش فاینشال تایمز، علی لاریجانی در گفتوگویی حملهی آمریکا به ایران را دست کردن در لانهی زنبور خوانده و افزوده است در این صورت ایالات متحده اسرائیل را روی "ویلچر" خواهد دید. به گزارش ایسنا، این روزنامه مینویسد لاریجانی چگونگی انتقامجویی ایران را توضیح نداده است. اما با توجه به گفتهی مقامات ایرانی تصور اقدامات تلافیجویانهی ایران کار دشواری نیست. آنچه در مورد آن نظرهای متفاوتی وجود دارد، امکان یک حملهی نظامی و توان واقعی طرفین در یک رویارویی احتمالی است.
حملهی آمریکا به ایران، جنگ روانی یا تهدیدی جدی؟در ایران سالهاست شعار "آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" بر دیوارها مشاهده و در سخنرانیها شنیده میشود. اما دستکم نگرفتن آمریکا نیز هشداری است که از سوی مقامهای ارشد نظام بسیار بیان شدهاست. به این ترتیب در حالیکه بارها زمزمهی یک حملهی احتمالی جنگ روانی و تهدید توخالی عنوان شده فرماندهی پیشین سپاه در جمع دانشجویان بسیجی دانشگاه صنعتی شریف گفته است «از نظر نظامی نباید سادهاندیشی کنیم.» به اعتقاد او «آمریکا با این نیروهایی که در منطقه دارد ظرفیت ایجاد مشکل برای ما را دارد.» با این همه در داخل آمریکا نیز بسیاری از تحلیگران معتقدند تا روشن نشدن وضعیت عراق هر درگیری تازهای به نفع این کشور نیست. رحیمصفوی نیز که اکنون به عنوان مشاور عالی آیتالله خامنهای رهبر مذهبی جمهوری اسلامی انجام وظیفه میکند معتقد است: «آمریکا از نظر سیاسی توان بازکردن جبهه جدیدی را با توجه به مشکلاتش در عراق و افغانستان، ندارد.»
"پرهیز از ایجاد تنش همزمان با واقعبینی"به گزارش خبرگزاریها، رحیمصفوی در سخنان اخیر خود یکی از عبرتهای جنگ ۸ ساله با عراق را این دانسته که «سیاستمداران و دستگاههای اطلاعاتی نباید در مواجهه با دشمن سادهاندیشی کنند.» او میافزاید: «دشمنان ما قدار و زورگو و قدرتمند و عصبانی هستند و ما باید در برابر آنها هوشیارانه آمادگی خود را حفظ کنیم.» توصیهی صریح رحیمصفوی پرهیز از ایجاد تنش در جامعه، همزمان با واقعبینی است. او ضمن تاکید بر این که "نباید این مسائل به بدنهی جامعه انتقال پیدا کند تا باعث تنش شود" میافزاید: «اما مسوولان باید هوشیاری داشته باشند.» بهزاد کشمیریپور، گزارشگر دویچه وله در تهران
انتخابی از سایت ها - بنیادگرایی و سنت
احمد زید آبادی باور برخي از متفكران، پدپده بنيادگرايي به خصوص در دنياي اسلام، پديدهاي مدرن است و نبايد ريشههاي آن را در جهان سنت جستوجو كرد. اگر منظور از مدرن بودن بنيادگرايي اين است كه اين پديده در تاريخ دنياي اسلام بيسابقه بوده و همزمان با فراگيرشدن مدرنيسم در سطح جهان، ظهور يافته است، چنين تعريفي شايد تا اندازهاي پذيرفتني باشد.
همچنين اگر منظور از مدرن بودن بنيادگرايي آن است كه بنيادگرايان مردمي سنتي نيستند و از ابزارهاي مدرن براي تحقق اهداف خود بهره ميگيرند، چنين تعريفي، قابل پذيرش است. اما اگر منظور از مدرنبودن بنيادگرايي، سازگاري آن با ارزشهاي عصر روشنگري باشد، بدين معنا بنيادگرايي به هيچ روي مدرن نيست، بلكه معكوس آن است.
در واقع، آنچه برخي از متفكران را درباره ماهيت بنيادگرايي به راه خطا ميكشاند، مرزهاي مبهم بين اين پديده با سنتگرايي از يكسو و نوانديشي ديني از سوي ديگر است. تا همين چند سال پيش، بسياري از فعالان سياسي در ايران، چندان مرزي بين سنتگرايي و بنيادگرايي قائل نبودند و هر دو را در يك كفه ترازو ميگذاشتند. در عين حال، تا پيش از انقلاب بهمن ۵۷ بنيادگرايي به عنوان هويتي مستقل به رسميت شناخته نميشد و بخشي از نوگرايي يا به عبارتي بيداري اسلامي تلقي ميشد. امروزه اما مرزهاي بنيادگرايي با سنتگرايي و نيز نوگرايي ديني تا اندازهاي روشن شده است.
البته اين روشنايي، ناشي از تلاش فكري و نظري طرفداران هر يك از سه نحله فوق نبوده است، بلكه سيره عملي هر يك از آنها، سبب مرزبندي و جدايي بينشان شده است. اگر پيش از انقلاب، رهبران بنيادگرايي در جهان اسلام مورد تكريم و تجليل چهرههاي شاخص نوگرايي ديني قرار ميگرفتند، امروزه كمتر نوگراي ديني يافت ميشود كه حاضر به تجليل از پيشگامان بنيادگرايي در جهان اسلام باشد. اين به معناي آن است كه صف بنيادگرايي از نوگرايي جدا شده است و اين جدايي نيازمند نظريهپردازي تازه است از سوي نوانديشان ديني است.
در مقابل، سنتگرايان كه از چند دهه پيش با بنيادگرايي به طور علني درگير بودند، در سالهاي اخير گرايش بيشتري به سمت آن پيدا كردهاند و اين نكته نشان ميدهد كه اگر سنتگرايان زيست – جهان خود را در دنياي رو به تحول تعريف نكنند، در بنيادگرايي جذب و ادغام خواهند شد. آنچه ميتواند سنتگرايان را در جهت ادغام آنان در بنيادگرايي شتاب دهد، همانا ترس سنتگرايان از نوگرايي ديني است كه تصور ميكنند در غايت خود جايي براي دين سنتي باقي نخواهد گذاشت. اين اما در حالي است كه بنيادگرايي بزرگترين تهديد عليه سنتگرايي است و آن را به طرزي ديالكتيكي، نابود و منهدم ميكند. ناگفته نماند كه خاستگاه بنيادگرايي، سنت است و به نظر ميرسد كه اصولا بنيادگرايي براي حفظ سنت و احياي آن در مقابل هجوم مدرنيته ظهور كرده است. اما بنيادگرايي به محض آنكه شكل ميگيرد و عمل ميكند، در نخستين گام خود سنت و نهادها و ارزشهاي آن را قرباني ميكند.
به سخن ديگر، بنيادگرايي براي حفظ سنت، خود را در مقابل مدرنيته و ارزشها و تواناييهاي مادي و فرهنگي آن مييابد و با آن درگير ميشود. طرف قدرتمند در اين درگيري، بدون شك مدرنيته است كه به باور هگل، مجموعه قواي هستي در جهت استقرار آن حركت ميكنند. در مواجهه با چنين قدرت قدري، بنيادگرايان در نخستين گام ابزارها و نهادهاي سنتي را ناكارآمد ميبينند و به سرعت به فكر دستيابي به ابزارهاي مدرن و نهادهاي تازه ميافتند.
مشكل اصلي اما هنگامي پيش ميآيد كه بنيادگرايان، دستگاه ارزشي و اخلاقي سنت را نيز در درگيري خود با مدرنيته بسيار دست و پا گير مييابند و با توجيهات خاص خود، عدول از آن ارزشها و اخلاقيات را مجاز ميشمرند. بدين ترتيب، بنيادگرايان، ضمن تمسك شديد شخصي به برخي از ظواهر شرعي و سنتي، نظام ارزشي سنتي را كه مانعي در راه افراطگرايي و رفتارهاي غير انساني است، به حاشيه ميرانند و آن را تابعي از ملزومات جنگ خود با مدرنيته ميكنند. بر اين اساس، بنيادگرايي به سرعت از هرگونه ارزش اخلاقي تهي و به نيرويي به غايت بيرحم و بياصول تبديل ميشود. يكي از وجوه اين بيرحمي، جايز شمردن قتل و كشتار غير نظاميان و مردم بيگناهي است كه از معركه درگيري بنيادگرايان با دشمنان آنان دورند، اما قتل عام آنان علامت قدرت تخريب بنيادگرايان و ضعف طرف مقابل آنها محسوب ميشود.
وقتي كه قتل يك انسان بيگناه كه در نظام ارزشي سنتي حرمتي در حد كشتار تمام انسانها دارد، مجاز شود، طبيعي است كه دروغ، غيبت، تهمت و ديگر عناصر نظام اخلاقي سنتي نيز به بهانه مقابله با دشمن، عادي شود و به صورت رفتاري معمول درآيد. در واقع، در اين نقطه است كه سنت به كلي تخريب ميشود چرا كه اهميت سنت به نظام اخلاقي و قواعد ارزشي و اصولي آن است و در صورت انهدام آنها، چيزي از سنت واقعي باقي نميماند مگر آنچه به كار بنيادگرايان براي توجيه اعمال ضد انسانيشان آيد! سنتگرايان براي مصون ماندن از چنين آفتي، بايد زيست – جهان خود را در دل دنياي مدرن به گونهاي مسالمتآاميز ايجاد كنند و به حدود نفوذ خود قانع باشند، در غير اين صورت، بلندپروازي آنها براي حفظ و بسط سنت در همه شئون جامعه، آنها را به راه بنيادگرايي ميكشاند؛ راهي كه عاقبتش نابودي نظام اخلاقي سنتي و هموار شدن راه هجوم سطحيترين شكل مدرنيته است.
در حقيقت، بنيادگرايي با نابودي اركان سنت، عليه خويش نيز عمل ميكند. بدين معنا كه جرياني كه در ابتدا، هدفش حفظ ميراثهاي سنتي در مقابل مدرنيته است، با نابودي ناخواسته سنت، راه را بر شبه مدرنيسمي مبتذل باز ميكند. خطر بينادگرايي براي نوگرايي ديني اما كمتر از خطرش براي سنتگرايي نيست. نوگرايان كه در انديشه آميزش مطلوب نظام اخلاقي سنت با دستاوردهاي حقوق بشري مدرنيتهاند، زمينه كار خود را به دليل رفتار بهغايت خشن بنيادگرايي كه در هر حال به نام دين و به اسم سنت صورت ميگيرد، از دست ميدهند و مخاطبان از آنها فراري ميشوند.
به جز اين، بنيادگرايان اصولا ميانهاي با نوگرايي ديني به خصوص از نوع معتدل آن كه همزيستي با دنياي مدرن را ترويج ميكند، ندارند و هر جا كه نوگرايان در قالب رقيب آنان ظاهر شوند، از نابودي آنها نيز دريغ نميكنند. براي كاهش خطر بنيادگرايي در جهان اسلام، شايد اتحاد تاكتيكي نوگرايي و سنتگرايي اجتنابناپذير باشد، زيرا هر چه باشد، اين دو نحله به رغم اختلافهاي بنيادي خود، مشي معتدل دارند و به ويژه از ارتكاب جنايت تحت عناوين مقدس متنفر و روي گردانند. اين اتحاد اما در جايي معمولا شانس بيشتري براي عملي شدن دارد كه جنايات روزمره بنيادگرايان، عرصه را بر زندگي مردم عادي تنگ كرده باشد، در جاهايي نظير عراق، پاكستان و افغانستان. در ساير نقاط جهان اسلام، اما بنيادگرايي همچنان براي سنتگرايان جاذبه دارد و نوگرايان نيز از فضاي لازم براي مقابله با آنان برخوردار نيستند. از اين رو، جهان اسلام تا هنگامي كه خطر بنيادگرايي را پشت سر نگذارد، سر سلامت به بالين نخواهد گذاشت.
منبع:شهروند
Monday, October 01, 2007
اعتراف به دین گریزی نسل جوان
وي به سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا و همچنين مجمع عمومي سران سازمان ملل اشاره كرد و گفت: سفر رئيس جمهور به آمريكا براي ايران سفري پر از عزت و افتخار بود و رئيس جمهور با اخلاص تمام نقشههاي دشمنان را نقش بر آب كرد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس با اشاره به اينكه پيشرفتهاي روزافزون ايران اسلامي مايه نگراني دشمنان شده است، ادامه داد: به لطف خدا روحانيت امروز دنبالهرو فرامين امام و رهبري است و انقلاب اسلامي و اسلام در شرايط كنوني از ايران به تمام جهان صادر ميشود.
وي با اشاره به مشكلات فرهنگي موجود در كشور اظهار كرد: خلاء موجود فرهنگي در كشور محصول كجانديشي و سوءتدبير گذشته بوده و اصلاح آن نيازمند بودجههاي كلان است.
نماينده قم در مجلس شوراي اسلامي گفت: امروز با توجه به فشارهاي تبليغاتي غرب بر جوانان و ايجاد ابزارهاي دينگريزي، وظيفه روحانيت بيش از پيش سنگينتر شده و فطرتهاي پاك جوانان تشنه كلام حق و حقيقت است.
رفسنجانی: خوابهای بدی برای جمهوری اسلامی دیده اند
خبرگزاری حکومتی مهر: جمعی از یتیمان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) افطار را میهمان آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصحلت نظام بودند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در ابتدای سخنان خویش در این جمع با تجلیل از نقش تاریخی کمیته امداد گفت جا دارد واقعا ازکمیته امداد تشکر کنیم که برنامه های خوب فرهنگی، امدادی وآموزشی برای نیازمندان کشور تدارک دیده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام سپس خطاب به حاضران گفت دعا کنید خداوند ما را از شر دشمنان و آنهایی که برای ما خوابهای بدی دیده اند نجات بدهد.
حمله به پایگاههای سپاه پاسداران به جای تاسیسات هسته ای
خبرگزاری فرانسه در گزارشی از واشنگتن به نقل از مجله نیویورکر نوشت دولت آمریکا استراتژی خود را در مورد رژیم تهران تغییر داده و درصدد تهیه طرح هایی برای حملات هوایی احتمالی علیه سپاه پاسداران به جای حمله به مراکز هسته ای است.
رئیس جمهوری آمریکا از ریاست ستاد مشترک ارتش خواسته است ضمن بازنگری در طرح احتمالی به جمهوری اسلامی، حملاتی به سبک عمل جراحی را برای از میان بردن سپاه پاسداران در کانون توجه خود قرار دهد.
ایالات متحده سپاه پاسداران را متهم می کند که نیروهای آمریکايی را در عراق هدف قرار می دهد.
این تغییر توجه آمریکا در حالی صورت می گیرد که رئیس جمهور آمریکا و مشاوران ارشد او در توصیف جنگ عراق در بیانیه های علنی خود به عنوان نبرد استراتژیک بین آمریکا و جمهوری اسلامی اشاره کرده اند.
به نوشته مجله نیویورکر، در طرح مزبور استفاده از موشکهای کروز نیروی دریایی آمریکا برای شلیک از دریا و حملات زمینی و بمباران دقیق تر از جمله طرح انهدام مهم ترین اردوگاهها، زاغه های مهمات و تاسیسات فرماندهی و کنترل سپاه پاسداران در کانون توجه قرار دارد.
جواد لاریجانی: اجرای حکم سنگسار خجالت ندارد
جواد لاریجانی: اجرای حکم سنگسار خجالت ندارد
بی بی سی : محمد جواد لاریجانی دبیر حقوق بشر قوه قضائیه ایران، اجرای حکم سنگسار یک مرد در شهرستان تاکستان را ناشی از اشتباه قاضی دانسته و گفته است که خجالت نمی کشیم که احکام را اجرا کنیم.آقای لاریجانی در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران گفته است" "برخی فکر می کنند چون غربی ها راجع به سنگسار به ما فحش می دهند ما خجالت می کشیم که احکام را اجرا کنیم در صورتی که چنین چیزی نیست اصل فقه شیعه و فقه اهل بیت، فقه خجالت نیست."آقای لاریجانی که زمانی معاون وزارت خارجه و نماینده مجلس ایران بود اکنون علاوه بر عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان دبیر "ستاد حقوق بشر قوه قضائیه" فعالیت دارد.رئیس این ستاد آیت الله محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه ایران است و وزرای خارجه، اطلاعات، کشور، دادگستری و ارشاد در آن عضویت دارند و به گفته آقای لاریجانی این ستاد"مرجع ملی در رابطه با امور حقوق بشر است."اجرای سنگسار همواره با واکنش داخلی و بین المللی گسترده ای مواجه بوده و دو ماه پیش نیز نهادهای بین المللی سنگسار یک مرد در شهرستان تاکستان را محکوم کردند.دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ایران در باره اجرای حکم سنگسار جعفر کیانی در شهرستان تاکستان گفته: "قاضی پرونده اشتباه کرده است."آقای کیانی تیرماه امسال در حالی سنگسار شد که رئیس قوه قضائیه ایران برای بررسی بیشتر دستور توقف این حکم را داده بود.حکم سنگسار در مواردی صادر می شود که فردی متأهل با فرد دیگری غیر از همسر خود رابطه جنسی برقرار کند و این رابطه با شهادت چهار شاهدی که دادگاه آنان را عادل تشخیص دهد یا چهار بار اعتراف فردی که مرتکب این عمل شده، ثابت شود.زن و مردی که اخیرا در ایران به سنگسار محکوم شده و این حکم در مورد یکی از آنان اجرا گردید جعفر کیانی و مکرمه ابراهیمی نام دارند و اهل روستای آقچه از توابع شهرستان تاکستانند.بر اساس گزارشها، مکرمه خانواده خود را ترک کرده و بدون اینکه از همسر خود طلاق بگیرد، چند سال با جعفر زندگی می کرده و از وی یک فرزند هم دارد.با شکایت همسر مکرمه، جعفر و سپس مکرمه دستگیر می شوند و آن گونه که برخی مطبوعات تهران نوشته اند، جعفر تا روزی که حکم سنگسار در مورد او اجرا شد یازده سال را در زندان به سر برده بود.
مجازات سنگسارمقامات قضائی ایران سالهاست که می گویند با اینکه مجازات سنگسار همچنان در قوانین ایران وجود دارد و دادگاهها نیز در مواردی افرادی را به این مجازات محکوم کرده اند اما در نهایت این مجازات ها به جز موارد محدودی اجرا نشده است.آقای لاریجانی مصداق حکم سنگسار را بسیار سخت و پیچیده می داند که به بررسی های زیاد نیاز دارد و تاکید می کند: "این محدودیت ها باعث شده که به طور عملی اجرای رجم (سنگسار) خیلی محدود شود. آنقدر محدود که شاید به نظر برخی بیاید که اجرای رجم متوقف شده است."به عقیده آقای لاریجانی، عملا حکم سنگسار در ایران پیاده نمی شود اما "در قوانین ایران وجود دارد و طبیعی است که این قانون باید اجرا شود."در سال های اخیر انتقاداتی نسبت به نقض حقوق بشر مطرح شده اما آنطور که آقای لاریجانی می گوید "ستاد حقوق بشر" به این خاطر درست نشده بلکه به دنبال آن است که مسائل حقوق بشر را از دیدگاه اسلامی پیگیری کند.به گفته آقای لاریجانی، غربی ها به برخی قوانین اسلامی در ایران انتقاد دارند و معتقدند که باید اجرای آن متوقف شود که نمونه آن مسئله سنگسار است.دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در باره انتقادات غربی ها می گوید: غربی ها سنگسار را تنبیه نمی دانند بلکه می گویند این کار شکنجه است و حکم سنگسار با جرم تناسب ندارد، در حالی که "آنها این عمل شنیع را آن قدر بد نمی دانند و می خواهند این تفکر خود را به ما تحمیل کنند."یکی از احکام جایگزین سنگسار حکم اعدام است و آقای لاریجانی می گوید که رجم پائین تر از اعدام است چون این امکان وجود دارد که فرد بتواند نجات پیدا کند ولی اگر اعدام را جایگزین کنیم باز غربی ها می گویند که مجازات متناسب با جرم نیست در حالی که میزان "شنیع بودن زنای محصنه" را با معیارهای خودمان می سنجیم.به گفته آقای لاریجانی، غربی ها در باره سنگسار می گویند که شما طبق تعهدات بین المللی نباید "شکنجه" کنید یا مجازات "غیر متناسب" داشته باشید اما "ما می گوئیم هر دو را قبول داریم ولی به آنها جواب می دهیم که این (سنگسار) نه شکنجه است و نه مجازات غیر متناسب."
به بازداشت ها خاتمه دهید : 720 نفر از روشنفکران ، دانشجویان و روزنامه نگاران و فعالین سیاسی -
۷۲۰ نفر از روشنفکران، دانشجویان، روزنامهنگاران و فعالین سیاسی: به بازداشتها خاتمه دهید!
در شرایطی که کشور عزیز ما در وضعیت خطیری قرار دارد و نیاز به همبستگی ملی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، متأسفانه اخبار نگرانکنندهای مبنی بر دستگیریهای پیدرپی فعالین سیاسی، صنفی، دانشجویی، و مذهبی از هر سو به گوش میرسد. افزایش تعداد دستگیرشدگان و نیز طولانی شدن بازداشتهای پیش از محاکمه و نگهداری افراد در سلولهای انفرادی این تردید را در اذهان ایجاد کرده است که مسئولان مربوط به این دستگیریها قصد ایجاد شرایطی را دارند که در آن هرگونه صدایی که مطابق میل یک جریان معین نباشد خاموش گردد و منظور آنها از بازداشتهای طولانی، مجبور کردن بازداشتشدگان به اقرارهای غیرواقعی مطابق میل بازجویان است. لذا ما امضا کنندگان زیر به:
۱- گسترش دستگیریها بهخصوص ادامهی بازداشت آقایان منصور اسالو، سهیل آصفی، مجید توکلی، همایون جابری، بهروز صفری، جلیل غنیلو، هادی قابل، احمد قصابان، رضا متینپور، سعید متینپور، ابراهیم مددی و احسان منصوری را محکوم میکنیم.
۲- ما خواهان آنیم که همه دستگیرشدگان تا زمان فراهم شدن مقدمات دادرسی عادلانه آزاد گردند.
۳- هر گونه اعترافی که در مدت بازداشت صورت گرفته باشد غیرقابل قبول و کانلمیکن اعلام شود زیرا به لحاظ حقوقی اعترافی قابل قبول است که در شرایطی آزاد و بدون اعمال هرگونه فشار جسمی و روانی بدست آمده باشد.
۸ مهر۱۳۸۶
هرش: بوش عملیات نظامی دقیقي علیه ایران آماده می کند
هرش: بوش عملیات نظامی دقیقي علیه ایران آماده می کند
خبرگزاری «نووستی» : دولت "جرج بوش" تاکتیک خود را تغییر داده و به جای بمباران گسترده مراکز هسته ای ایران، عملیات نظامی محدود دقیقی را آماده می کند که بعنوان عملیات "ضد تروریستی" تلقی شده و در جهت انهدام مراکز آموزشی و پایگاه های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است. این مطلب را "سیمور هرش" خبرنگار معروف آمریکا که روز دوشنبه مقاله جدید وی در خصوص آمادگی دولت بوش برای حمله به ایران در روزنامه "نیویورکر" به چاپ رسید، طی مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی "سی ان ان" اعلام کرد. هرش گفت: "از موشک های بالدار بسیاری استفاده خواهد شد و حملات بسیار دقیقی انجام می شود و همچنین از طریق زمینی نیز باید عمل کرد چرا که باید سیستم دفاع ضد هوایی آنها (ایرانی ها) را نیز نابود ساخت". این خبرنگار در مقاله خود ادعا نموده که تابستان سال جاری تحت فشارهای "ریچارد چینی" معاون رییس جمهور، کاخ سفید به کمیته واحد روسای ستاد مشترک دستور داد که نقشه های عملیات نظامی علیه ایران را از حالت نظامی به حالت "ضد تروریستی" تغییر دهند. منابع خبری هرش در داخل و خارج دولت بوش به وی اطلاع دادند که جرج بوش و مشاوران ارشد وی به این نتیجه رسیدند که کاخ سفید نمی تواند جامعه آمریکا و متفقان خویش را بر لزوم حمله به مراکز هسته ای ایران متقاعد سازد. وی ادعا نمود که برای دولت آمریکا کسب حمایت داخلی و خارجی برای عملیات ضد تروریستی و دقیق که علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده و پاسخی به حمایت ایران از شورشیان عراق محسوب شود به مراتب آسان تر است. وی گفت: "ما به مراکز حاشیه مرزی و زیر ساخت هایی در داخل ایران حمله می کنم که به تصور ما در آنجا تروریست ها تربیت می شوند. ما به مراکزی حمله می کنم که از نظر ما مواد منفجره به عراق صادر می شود. این موضع دولت (بوش) است". هرش مدعی شد که نقشه جدید دولت از سوی برخی از متفقین آمریکا مورد حمایت قرار گرفته است. وی می گوید: "انگلیسی ها به این ایده علاقمند شده اند. از سوی استرالیا و برخی از کشورهای دیگر نیز به این مسئله ابراز تمایل شده است. البته اسراییلی ها هم از خوشحالی عقل خود را از دست داده اند".
وزیر علوم دستور تعطیلی کلاس درس دکتر بشیریه را صادر کرد
وزیر علوم دستور تعطیلی کلاس درس دکتر بشیریه را صادر کرد
خبرنامه امیرکبیر: دکتر حسین بشیریه که به درخواست گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به منظور تدریس و شرکت در کلاس درس به این دانشکده مراجعه کرده بود از سوی مسئولین دانشگاه تهران از حضور در کلاس درس منع شد.دکتر حسین بشیریه و دکتر شاهنده با رای اولیه کمیته انضباطی اساتید به خاطر آن چه که این کمیته «غیبت طولانی مدت و غیرموجه» نامیده است، از دانشگاه اخراج شده است. در پی بالا گرفتن فشار افکار عمومی آیت الله عمید زنجانی، رئیس روحانی دانشگاه تهران، آرای صادره را در صورت اعتراض این دو استاد با سابقه دانشگاه تهران قابل تجدیدنظر دانسته بود.در پی این اقدام کمیته انضباطی اساتید، دکتر حسین بشیریه تقاضای بازنشتگی زودتر از موعد خود را به مسئولین دانشگاه تهران ارائه کرد. هفته جاری و در حالی که هنوز مسئولین دانشگاه تهران و وزارت علوم پاسخی به تقاضای بازنشستگی بشیریه ندادند و حکم انضباطی صادره به جهت این که هنوز حکم اولیه بوده و به حکم قطعی تبدیل نشده است، از برگزاری کلاس این استاد با سابقه دانشگاه تهران جلوگیری شد.به گزارش خبرنامه امیرکبیر مسئولین دانشگاه تهران بلافاصله پس از اطلاع از تصمیم گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق این دانشگاه مبنی بر گذاشتن کلاس برای دکتر بشیریه و حضور بشیریه در دانشکده برای شرکت در کلاس، به وی اعلام کردند که اجازه حضور در کلاس درس را ندارد.با پیگیری های صورت گرفته توسط مسئولین گروه علوم سیاسی و دانشکده حقوق، مسئولین دانشگاه تهران به ایشان گفتند زاهدی، وزیر علوم، تاکید کرده که این اساتید، بشیریه و شاهنده، به هیچ وجه حق تدریس در دانشگاه را ندارند و ایشان چاره ای جز اجرای دستور وزیر ندارند. در پی این اقدام وزارت علوم و رئیس دانشگاه تهران، تدریس دکتر بشیریه در ترم جاری در دانشگاه تهران لغو شد.
«اعزام گارد ضد شورش برای مقابله با کارگران نيشکر هفت تپه»
راديو فردا : همزمان با ادامه اعتصاب و تجمعات اعتراض آميز کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، از شوش خبر می رسد که نيروهای يگان ضد شورش نيروی انتظامی برای برخورد با کارگران معترض، به منطقه اعزام شده اند.کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، روز دوشنبه نهم مهر، برای سومين روز پياپی، اعتصاب و تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.بنا بر گزارش های رسيده، حدود ۲۵۰۰ تن از کارگران اقدام به راهپيمايی مسالمت آميز در شوش کردند و با دادن شعارهايی از مسئولان دولتی، خواستار رسيدگی به خواسته های صنفی خود شدند.ابوالفضل عابدينی، روزنامه نگار مستقل در اهواز در مورد برخورد نيروهای امنيتی و اتظامی با کارگران به راديو فردا گفت:«در سومين روز اعتصاب و تجمعات کارگران، گارد ويژه استان خوزستان از اهواز و ديگر شهرهای استان به منطقه اعزام شد. بخشی از نيروهای گارد در سه راهی خوانساری مستقر شده، گروهی از آنان در محل شرکت استقرار يافته و بقيه در نقاط مختلف شهر شوش مستقر شده اند.»به گفته وی، نيروهای امنيتی نيز با دوربين سعی در تصويربرداری از چهره کارگران داشتند تا بعدا با آنان برخورد کنند.آقای عابدينی همچنين گفت که قرار است در روز سه شنبه، ۱۰ مهر، بر شمار نيروهای گارد ضد شورش افزوده شود تا از اعتصاب و تجمع مجدد کارگران جلوگيری شود.
تجمع مسالمت آمیز کارگران
اعتصاب کارگران اين شرکت، روز شنبه هفتم مهر، با تجمع مسالمت آميز يک هزار تن از آنان در مقابل فرمانداری شهر شوش آغاز شد.در دومين روز اعتصاب، کارگران قصد برگزاری تجمع ديگری در مقابل فرمانداری شوش را داشتند، اما با ممانعت نيروهای امنيتی و انتظامی مواجه شدند. با اين همه، صدها تن از کارگران اقدام به بستن سه راهی خوانساری بين اهواز و انديمشک کردند.ابوالفضل عابدينی، در مورد تظاهرات روز دوشنبه کارگران و خواسته های آنان به راديو فردا گفت: «کارگران خواستار دريافت حقوق معوقه و يکسری خواسته های صنفی مانند اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و همچنين سر و سامان دادن به هيات مديره شرکت نيشکر هفت تپه و تغيير مدير عامل آن هستند.»او ادامه داد که تجمع روز دوشنبه کارگران مانند روز شنبه در ساعت ۱۲ ظهر، در مقابل ساختمان فرمانداری شهر شوش پايان يافت.گزارش های رسيده حاکی است که چهار تن از کارگران يکشنبه شب، هشتم مهر، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند که در پی اعتراض کارگران، روز دوشنبه، نهم مهر، آزاد شدند.آقای عابدينی به اين پرسش که برخورد و واکنش مقام های دولتی نسبت به تجمع کارگران چه بود، پاسخ داد:«فرماندار شوش اين مرتبه نه با قول و وعده، بلکه با تهديد حرف زد و به کارگران گفت که در صورت تجمع مجدد در شهر، دستور دارد با توسل به گارد ضد شورش با آنان برخورد کند.»به گفته اين روزنامه نگار مستقل، فرماندار شوش از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه خواست که ديگر به اعتصاب و تجمعات خود ادامه ندهند تا هيئت مديره شرکت کارها را دنبال کنند.ابوالفضل عابدينی اشاره کرد که کارگران توجهی به سخنان فرماندار شوش نکردند و در مقابل از وی خواستند که مانع از به فروش رفتن زمين های شرکت شدند، اما او به آنان گفت که زمين ها به فروش خواهند رفت و هيچ کس هم نمی تواند مانع اين کار شود.
«آيا کارگران برده هستند؟»
يکی از کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه نيز در گفت و گو با راديو فردا اعلام کرد که نمايندگان کارگران اعتصابی در دو سه روز گذشته تلفنی مورد تهديد قرار گرفته اند و از همين رو، اين نمايندگان به خاطر تحت تعقيب بودن، مخفی شده اند.وی که مايل به افشای نام خود نبود، در خصوص اعتصاب و تجمع کارگران در روز دوشنبه گفت:«همانند روز يکشنبه، ماموران سعی در ممانعت از خروج کارگران از محل شرکت و سپس از منطقه سه راهی خوانساری شدند، اما قادر به اين کار نشدند و کارگران به شوش رفتند.»اين کارگر اعتصابی با اشاره به تهديدی که فرماندار شوش عليه کارگران عنوان کرده است، گفت:«فرماندار به کارگران گفت که کار ديگر از دست او خارج شده و در دست يگان ضد شورش است، چون کارگران فصد شورش دارند.»وی افزود:«با سخنان فرماندار اين موضوع استنباط می شود که درخواست حقوق، اخلال گری به حساب می آيد و هر کس هم حق و حقوق خود را طلب کند، بايد مورد ضرب و شتم قرار گيرد.»اين کارگر اضافه کرد:«آيا کارگران برده هستند که بايد بدون دريافت حقوق کار کنند؟»او از سازمان های بين المللی حقوق بشری و کارگری خواست تا به ياری کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه بشتابند.
مناقشه ایران و آمریکا؛ نگرانیهای روزافزون
مناقشه ایران و آمریکا؛ نگرانیهای روزافزون
دويچه وله : آینده چالشهای ایران و آمریکا و خطرات احتمالی ناشی از آ ن بحث روز جامعهی ایران هم هست. خبرنگار رادیو آلمان در ایران از چند نفر از مردم تهران پرسیده است که آنها در باره بالاگرفتن تنش میان آمریکا و ایران چه فکر میکنند.همزمان با بالاگرفتن حدس و گمانها در بارهی امکان حمله نظامی به ایران، طبیعی است که مردم عادی کوچه و بازار هم به این موضوع بیاعتنا نباشند و نگرانیها و تب و تابهای ناشی از امکان چنین حملهای در درون جامعه تأثیرات کم و بیش مشهودی داشته باشد. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران کماکان در اظهارات رسمی خود تهدیدات آمریکا را نوعی جنگ روانی تلقی میکند و معتقد است که جنگی پیش نخواهد آمد. دیگر رهبران جمهوری اسلامی ایران اگر به این صراحت هم خطر جنگ را منتفی ندانند، آن را در صحبتهای عمومی چندان محتمل ارزیابی نمیکنند. در ا ین میان مردم کوچه و بازار هم به رغم متأثرشدن از تبلیغات رسمی، کم و بیش نظر خاص خود را دارند و کارشناسان مستقل و نسبتاَ مستقل داخل کشور نیز همین طور.
"آنها به اندازه کافی مشکل دارند"رسانههای داخل کشور به دلایلی دغدغهها و درنگهای مردم در بارهی چشمانداز چالش هستهای و بحرانهای منطقهای را بازتاب نمیدهند، اما خبرنگاران خارجی در این زمینه دست بازتری دارند. از جمله مارتین ابینگ، خبرنگار رادیو سراسری آلمان (دویچلند فونک) در تازهترین گزارش خود از ایران به بازتاب خطر حمله آمریکا به ایران در میان مردم پرداخته است و در این رابطه با چند تن از مردم عادی و کارشناس صحبت کرده است.ابینگ در ابتدای گزارش خود حرفهای حمید بروندی، فروشنده وسایل الکترونیکی در جنوب تهران را نقل میکند: « من ترسی ندارم. جنگی در کار نخواهد بود. حرفها و صحبتهایی که میشود همهاش جنگ روانی است.» بروندی در ادامه میگوید که دلیلی برای جنگ وجود ندارد، چون ایران در برنامه اتمی خودش طبق مقررات عمل کرده است و اگر هم مشکلی پیش بیاید، اسرائیلیها و آمریکاییها میدانند که کل خاورمیانه و نزدیک ناامن خواهد شد.آنها همین حالا هم به اندازه کافی در افغانستان و عراق مشکل دارند.
من استقبال میکنم!یک سبزیفروش به نام علی که نمیخواهد فامیل خود را فاش کند، در مصاحبه با خبرنگار آلمانی نظر متقاوتی را مطرح میکند: « من از بروز جنگ خوشحال میشوم. شما نگاه کنید به وضعیت ما، همه ناراضیاند. کسب و کار ما رونفی نداره. این رژیم باید گورش را گم کند."علی البته به رغم اظهارات بالا و به رغم سرخوردگی از وضعیت بد اقتصادی، زمانی که متوجه میشود خبرنگار میکروفونش را خاموش کرده، میگوید: « البته بدیهی است که از ممکلتم در برابر تجاوز, از طرف هر کسی که باشد، دفاع میکنم.»خبرنگار دویچلندفونک، در ادامه گزارش خود مینویسد:« به رغم افزایش نارضایتی از وضع اقتصادی، تبلیغات رژیم بدون تأثیر هم نمانده است، چرا که برنامه هستهای در میان مردم حق مسلم کشورشان تلقی میشود و خوب، کسی که کار ناحقی نکرده باشد، نباید ترسی هم از دشمنان داشته باشد.»در تایید این نکته، مارتین ابینگ سپس حرفهای یک کارمند بازنشسته را میآورد که بر روی صندلی پارک ملی تهران نشسته است: «ما خواهان جنگ نیستیم، آمریکا و اسرائیل میخواهند جنگ را به ما تحمیل کنند، ولی قادر نخواهند شد، چرا که ما کار اشتباهی انجام ندادهایم.»
دو گزینهای که میتواند مانع جنگ شودگزارشگر آلمانی در ادامه با استناد به این نکته که احمدینژاد هم در سخنان اخیرش دائم خطر بروز جنگ را منتفی دانسته، مینویسد که قصد از گفتن چنین حرفهایی این است که به جهان خارج نشان داده شود که حکومت ترسی از تهدیدها ندارد و در عرصه داخلی نیز دغدغه را از ذهن مردم دور کنند. با این همه در پشت صحنه سیاسی در ایران حرف و حدیثهای دیگری جریان دارد. ابینگ در اینجا به سراغ سعید لیلاز، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی مقیم تهران رفته و نظر او را این گونه نقل میکند: « متآسفانه امکان حل دیپلماتیک بحران پیوسته در حال محدودترشدن است. آمریکا حاضر نیست به ایران در برابر توقف غنیسازی تضمینهای امنیتی بدهد و از طرفی هم این توقف به خط قرمز واشنگتن بدل شده است. ما گام به گام به جنگ نزدیک میشویم.» لیلاز در ادامه میگوید که اجتناب از جنگ در دو صورت ممکن است: ایران بپذیرد تضمین امنیتی از آمریکا دریافت نخواهد کرد یا آمریکا با توانایی ایران برای غنیسازی اورانیوم کنار بیاید.این هر دو گزینه در حال حاضر ناممکن به نظر میرسند. از این رو ما در فاز حساسی به سر میبریم و مسئله باز هم جدیتر خواهد شد، اگر معلوم بشود که تحریمها تغییری در موضع ایران نمیدهند.
بهانهها برای آمادگیداود هرمیداس باوند، استاد روابط بینالملل در دانشگاه تهران دومین تحلیلگری است که خبرنگار آلمانی برای تشریح موقعیت کنونی پرونده هستهای ایران به سراغ وی رفته است. باوند میگوید که آمریکا به رغم آن که یک استراتژی (تبلیغی) تهاجمی علیه ایران را دنبال میکند ولی در عین حال به موازات آن کوشیده است از طریق مذاکره به یک راه حل دست یابد. تا حالا اما نتیجه قابل اعتنایی از این مذاکرات به دست نیامده است. از همین رو به گفته باوند ما در حال نزدیکشدن به یک جنگ و مالاَ یک فاجعه هستیم.این که نتایج یک جنگ احتمالی برای ایران چه خواهد بود به عقیده سعید لیلاز به ابعاد حمله بستگی خواهد داشت. اگر جنگ به حملات تاکتیکی و موضعی علیه تأسیسات اتمی و نظامی محدود شود، و واکنشی از سوی حکومت ایران برنیانگیزد، طبیعی است که از اقتدار رژیم میکاهد، اما این برای تغییر رژیم کافی نخواهد بود. ناآرامیها و اغتشاشاتی درخواهد گرفت، ولی رژیم کماکان در شرایطی هست که اوضاع را کنترل کند.خبرنگار رادیو سراسری آلمان در انتهای گزارش خود به تمرین آماده باش جنگی در تهران در مراسم سالگرد جنگ با عراق (۳۰ شهریور) اشاره میکند و مینویسد: « در تهران هنوز مناسبتهایی وجود دارند که بتوان به بهانهی آنها برای حملات هوایی احتمالی آماده شد.»
افزايش ۷۷ درصدي واردات كالاهاي مصرفي
افزايش ۷۷ درصدي واردات كالاهاي مصرفي
سرمايه - مريم موسيپور: در دو سال گذشته و در دولت نهم، ميزان ورود كالاهاي مصرفي و واسطهاي رشد چشمگيري داشت بهطوري كه ميزان ورود اين كالاها در سال 85 نسبت به 83 به كشور به ترتيب 7/77 و 3/79 درصد افزايش يافته است.براساس آمار بازرگاني خارجي كشور، در حالي كه ميزان ورود كالاهاي مصرفي به كشور طي سالهاي 79 تا 83 از 15 درصد كالاهاي وارداتي به 8/10 درصد كاهش يافته بود، در سال 84 اين ميزان به 18 درصد و در سال 85 به 2/19 درصد كل كالاهاي وارداتي افزايش يافت.در عين حال ورود كالاهاي واسطهاي به كشور از سال 79 تا 83 از 51 درصد كالاهاي وارداتي به 3/34 درصد رسيده اما از سال 83 تا 85 به 5/61 درصد افزايش يافته است.در اين ميان ميزان واردات كالاهاي سرمايهاي، تغييرات چشمگيري نشان ميدهد. ورود اين كالاها در سال 79 حدود 34 درصد واردات كشور را به خود اختصاص داده بود كه اين ميزان در سال 83 به 3/47 درصد رسيد اما در سال 85، تنها 3/19 درصد از واردات به ورود اين كالاها اختصاص يافته است كه كاهشي 8/40 درصدي را نشان ميدهد.افزايش واردات كالاهاي مصرفي در حالي است كه بسياري از كارشناسان دولتي با اشاره به اجراي برنامهء سوم و بخشي از برنامهء چهارم توسعه طي سالهاي 1379-85 معتقدند كه همواره بيشترين ميزان واردات كالا اختصاص به كالاهاي واسطهاي با متوسط سهم ارزشي 50 درصد داشته و همچنين طي سالهاي مذكور بيش از 85 درصد واردات كالا به كشور مربوط به كالاهاي واسطهاي و سرمايهاي بوده است.
ساركوزي براي مذاكره با بوش درباره ايران به آمريكا سفر ميكند
ساركوزي براي مذاكره با بوش درباره ايران به آمريكا سفر ميكند
"نيكلاس ساركوزي"، رئيس جمهور فرانسه، ماه نوامبر به منظور مذاكره با همتاي آمريكايي خود "جورج بوش" درباره برنامه هستهاي ايران به واشنگتن سفر ميكند. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، يك مقام ارشد دولت آمريكا كه خواست نامش فاش نشود، با اعلام اين مطلب گفت: «اين ملاقات به عنوان نخستين سفر رسمي ساركوزي به پايتخت آمريكا از زمان رسيدن به قدرت در فرانسه است تا بر سر تشديد تحريمها عليه تهران با بوش رايزني كند.» اين مقام ناشناس در پاسخ به اين پرسش كه آيا رهبر فرانسه طي ماه آينده به واشنگتن سفر خواهد كرد، گفت: «بله، او احتمالاً براي بازديد در نوامبر به آمريكا سفر ميكند.» اين مقام به دليل نهايي نشدن اين سفر افزود: «انتظار ميرود ساركوزي در ماه نوامبر به واشنگتن سفر كند.»
تدارک امريکا براي حمله ضربتي به ايران - گزارش لاپرس از احتمالات
گزارش لاپرس از احتمالات - سه شنبه 10 مهر 1386 [2007.10.02]
مالي پاکن
ايالات متحده در حال تدارک براي حمله به ايران است و زرادخانه نظامي آن مي تواند در ظرف چند ساعت اين کشور را ويران کند. اين موضوع نگران کننده، نتيجه گزارشي است که در ماه اوت توسط دن پلش و مارتين بوچر دو کارشناس بريتانيايي در امور امنيت بين المللي، به چاپ رسيده است.
حتي اگر اين دو کارشناس درخصوص احتمال وقوع جنگ چيزي بر زبان نياورده باشند، ولي نويسندگان اين گزارش تأکيد مي کنند که امريکا براي يک حمله جديد آماده است.
آنها در گزارش خود مي نويسند: "ايالات متحده براي نابود ساختن تأسيسات هسته اي، ارتش، زير ساخت هاي اقتصادي، حکومت، دستگاه هاي دولتي و جنگ افزارهاي کشتارجمعي ايران در ظرف چند روز و حتي چند ساعت تدارکات لازم را ديده است."
نويسندگان در گزارش خود بيش از هر چيز بر اظهارات اخير دولتمردان امريکا و نقشه هاي جنگ تهيه شده توسط دولت بوش اشاره کرده اند. به عنوان مثال، عمليات "ضربه جهاني" به امريکا اجازه خواهد داد تا با استفاده از هواپيماهاي بمب افکن و موشک هاي دوربرد خود، 10 هزار هدف را در ظرف چند ساعت منهدم کند.
اين عمليات همچنين مي تواند با ديگر طرح هاي ويژه جنگي ترکيب شود. يکي از اين طرح ها به هدف جلوگيري از مسدود شدن تنگه هرمز تنظيم شده است؛ تنگه اي که ميليون ها بشکه نفت به طور روزانه از آن عبور مي کند.
اين دو کارشناس همچنين خاطرنشان مي کنند که نيروهاي امريکايي به لطف پايگاه هاي نظامي خود در منطقه مي توانند تنها با 30 دقيقه پرواز خود را به خاک ايران برسانند.
به گفته دن پلش، رييس مرکز مطالعات بين المللي و ديپلماتيک لندن، مردم اين تصور اشتباه را دارند که منابع نظامي ايالات متحده در عراق تحليل رفته و اين کشور ديگر توان ايجاد يک رويارويي جديد را ندارد.
او در اين خصوص به روزنامه لاپرس اظهار داشت: "شايد نيروي زميني امريکا از توان افتاده باشد، ولي بقيه نيروهاي اين کشور تازه نفس هستند. زرادخانه هاي جنگي آنها بسيار قابل توجه است و اين درحالي است که تجهيزات نظامي ايران که عموماً 20 تا 30 سال از عمرشان مي گذرد نگراني چنداني را براي امريکا به وجود نمي آورند."
در اين گزارش آمده است که حمله امريکا مطمئناً به طور ضربتي و سراسري خواهد بود و هدف آن نابود ساختن توان مقابله به مثل حکومت آيت الله هاست.
پل اينگرام، کارشناس امور ايران، با نتيجه گيري هاي اين گزارش موافق نيست. او مي گويد: "نمي توان گفت چون بوش توان حمله به ايران را دارد، پس حتماً حمله خواهد کرد. تهديدهاي او جزئي از بازي ديپلماتيک است. پس از حمله به عراق، بسياري از مسؤولين کاخ سفيد نسبت به وقوع يک جنگ جديد کاملاً ترديدآميز عمل مي کنند."
به عنوان مثال مي توان به عملکرد کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه امريکا، و رابرت گيتس، وزير دفاع اين کشور، اشاره کرد. با اين حال، لحن سخنان به جانب ايران همچنان تند است و مقامات امريکايي کماکان اين تصور را دارند که ايران براي دستيابي به بمب اتمي تلاش مي کند و در مسلح کردن نيروهاي نفوذي در عراق نيز دست دارد.
دن پلش در پايان مي افزايد: "من واقعاً اميدوارم که در اين خصوص اشتباه کرده باشم. متأسفانه ما هيچ دليل و استدلالي مبني بر عدم وقوع جنگ در دست نداريم."
منبع: لاپرس، 28 سپتامبر مترجم: علي جواهريalijava_rooz@yahoo.es
تاريخ کوبيدن بر طبل جنگ تحليل بوستون گلوب
تحليل بوستون گلوب از برخورد آمریکا با اتمی ها - سه شنبه 10 مهر 1386 [2007.10.02]
جيمز کرولاگر در جستجوگر گوگل، کلمات "جنگ ايران" را وارد کنيد با بيش از 90 ميليون جواب روبرو می شويد. همه سايت ها پر از رعب و وحشت نيات آمريکا در قبال ايران است. مجله نيوزويک هفته پيش گفت چنی، معاون رياست جمهوری، به دنبال تحريک اسرايیل به حمله به تاسيسات هسته ای ايران است که به نوبه خود واکنش ايرانی ها را در پی داشت و اين خود جرقه يک حمله آمريکايی قابل دفاع را می زد.
در همين حال نيکلاس سارکوزی، رييس جمهور فرانسه، در سازمان ملل ظاهرا" هشدارهای وزير امورخارجه خودش را تکرار کرد که يک ايران با برنامه های هسته ای کنترل نشده، همه را به سوی جنگ هدايت خواهد کرد.
اما به گفته ادميرال ويليام فالون، فرمانده مرکز نظامی آمريکا در منطقه، اين "کوبيدن بر طبل جنگ و اختلاف، نه مفيد است و نه کمک کننده است". گفته های آميخته به انکار او به خبر گزاری الجزيره، اين کلاف را سردرگم تر کرده است.
عليرغم صدای طبل جنگ، باور اينکه بوش در نهايت فرمان حمله به ايران را صادر کند سخت است زيرا چنين حمله ای می تواند 160 هزار سرباز آمريکايی را تبديل به گروگان های شيعيان در عراق کند. از طرف ديگر واضح است بوش قصد ندارد عراق را چنين ضربه پذير رها کند و واشنگتن را در حالی ترک کند که تحرکات هسته ای تهران حل نشده باقی مانده باشد.
جالب است سارکوزی با هشدار به ايران در سخنان خود در سازمان ملل در هفته گذشته گفت: "ضعف و چشم پوشی منجر به صلح نمی شود، بلکه آتش جنگ را روشن می کند." اين تقابل خطرناک دو آرمان متضاد بود زيرا چشم پوشی می تواند بيشتر علامت قدرت باشد تا ضعف.
در واقع درسی که از نيمه دوم قرن بيستم گرفته می شود اين است که ملت ها معمولا" بزرگی و شکوه خود را با کارهايی که نمی کنند تعريف می کنند و نه کارهايی که قادر به انجام آن هستند. ايالات متحده دو راهی تصميم گيری بر سر ايران هسته ای را قبلا" در موقعيت خطرناکتری با اتحاد جماهير شوروی سابق تجربه کرده است. به نظر می رسد درس های آن تجربه به فراموشی سپرده شده است زيرا چشم پوشی محور اصلی آن بود.
در سال 1945، ژنرال لزلی گروز مسوول پروژه منهتن، بی پرده و آشکار گفت: "اگر ما بدرستی واقع گرا بوديم به جای اينکه آرمانگرا باشيم، همانطور که تا حالا بوده ايم، به هيچ قدرت خارجی که هم پيمان محکم ما نيستند و هيچ اعتمادی به آنها نداريم، اجازه توليد و مالکيت بر سلاح های هسته ای را نمی داديم. اگر چنين کشوری شروع به توليد جنگ افزار هسته ای کند، ما تمامی ظرفيت توليدی آنها را نابود می کرديم پيش از آنکه آنقدر جلو بروند که بتوانند ما را تهديد کنند."
حتی وقتی در سال های بعد افرادی نظير برتراند راسل و ژنرال رابرت اپنهايمر که وجهه صلح طلب تری داشتند نيز از ايده حمله پيشگيرانه به تاسيسات هسته ای اتحاد جماهير شوروی حمايت کردند، باز هم رييس جمهور وقت، هری ترومن، از آن چشم پوشی کرد.
وقتی دوايت آيزنهاور در انتخابات رياست جمهوری بر ترومن پيروز شد، همين سياست چشم پوشی به عنوان مبنای دکترين "تلافی سخت" او قرار گرفت و تصمیم او را مبنی بر خودداری از حمله اول به اهداف هسته ای شوروی در پی داشت. در سال 1954، آيک (نام مصطلح آيزنهاور) مصوبه ای را به عنوان سياست شورای امنيت ملی صادر کرد که قضيه را اين گونه رسميت بخشيد: "ايالات متحده و هم پيمانانش بايد از انجام هر گونه عمليات يا حمله پيشگيرانه که محرکی برای شروع جنگ باشد، خودداری کنند."زمانی که جان اف کندی سکان رياست جمهوری آمريکا را بدست گرفت، وقوع جنگ های هسته ای قريب الوقوع به نظر می رسيد. اما وقتی در تابستان سال 1961 به کمک ارزيابی ماهواره ای جديد، متوجه اين واقعيت شدند که نيروی هسته ای شوروی بسيار کوچکتر و آسيب پذيرتر از آن است که به نظر می آمده، مقامات پنتاگون خود را در موقعيت بی نظيری برای يک عمليات نابودسازی تمامی تسليحات هسته ای شوروی بر روی زمين ديدند. اما باز هم اين پیشنهاد توسط کندی با پاسخ منفی روبرو شد.
به خاطر سياست چشم پوشی ترومن، آيزنهاور و کندی، اين سياست به يکی از ارکان رفتاری سياست ايالات متحده تبديل شد. اما به هرحال تاريخ نشان می دهد عليرغم چالشی که گروز بين واقع گرايی و آرمان گرايی می ديد، اين نحوه رفتار خودداری از حملات ضد هسته ای، تا کنون جوابگوی مشکلات بوده است.
موفقيت های ديگر ريیس جمهورهای ايالات متحده در عقلانيتی بوده که برای آستانه تحمل از خود نشان داده اند. حل و فصل به دور از خشونت مساله هسته ای آمريکا- شوروی، خود ارايه دهنده يک ساختار برتر و مهمترين پيغام دوران گذشته به دوران حاضر است. به نظر می آيد اسلحه بدستان سرمست آنطور که سی وايت ميلز آنان را "واقع نگرهای خمار" نام نهاده، در اشتباه باشند. او در کتابش به عنوان "به نام واقع گرايی" در سال 1956 می نويسد: "آنها يک واقعيت پارانويايی برای خود ساخته اند." آيا اين ماجرا دوباره در حال اتفاق افتادن است؟
دکترين "برتری جهانی" پنتاگون اکنون از پيدايش هرگونه رقيب نظامی برای ايالات متحده جلوگيری می کند. معنی چنين نگرشی اين است که حملات پيشگيرانه بايد به عنوان تمرين آمادگی قدرت آمريکا، جايگزين معيار های ايجاد ثبات گردد. خوشبختانه "جنگ پيشگيرانه" که به طور کامل توسط دستگاه ديپلماسی بوش در عراق اجرا شد، فاقد ارزش از آب درآمد. اين مهمترين دليلی است که اينکه اميدوار باشيم هيچ حمله پيشگيرانه ای عليه ايران در کار نباشد. ولی چنين اميدواری بايد به کمک تاريخ مورد تاکيد قرار گيرد. آمريکا همين الان هم به اين پرسش، پاسخ داده است. و پاسخ آمريکا "نه، است.
منبع: بوستون گلوب- اول اکتبر
شكافي جديد در جناح محافظه کار
حاميان دولت از اصولگرايان جدا ميشوند - سه شنبه 10 مهر 1386 [2007.10.02]
محبوبه نيك نهاد
با اعلام همكاري بيشتر ائتلاف اصولگرايان با طيف نزديك به محسن رضايي و اصولگرايان مستقل، طيف حاميان دولت احمدي نژاد دوباره از ائتلاف اصولگرايان دور شدند و بدين ترتيب احتمال ميرود شكافي كه در انتخابات شوراهاي سوم منجر به ارائه ليست مجزا از سوي اصولگرايان و حاميان احمدي نژاد (تحت عنوان رايحه خوش خدمت) شده بود، در انتخابات مجلس هشتم نيز تكرار شود.
جبهه متحد اصولگرايان كه در ماههاي گذشته با رايزنيهاي گسترده تلاش كرده تا بين سه طيف سنتي، متمايل به احمدي نژاد و متمايل به قاليباف توازني پايدار برقرار كند، در آخرين تلاش خود براي فرو نشاندن انتقادات طيف نزديك به محسن رضايي (آبادگران جهادي)، نمايندگان اصولگراي منتقد دولت احمدي نژاد در مجلس هفتم (اصولگرايان مستقل) و حاميان سابق احمدي نژاد كه اكنون از طيف حاميان دولت نهم منشعب شدهاند (آبادگران جوان) با مقاومت شديد حاميان كنوني دولت روبرو شدند. اين وضعيت، احتمال تكرار تجربه شوراها و جدايي اصولگرايان احمدينژادي از ديگر اعضاي جبهه اصولگرايان را نسبت به تمام چند ماهه گذشته، پررنگتر كرده است.
اين در حالي است كه حاميان دولت هنوز اعتراض خود را در اين باره علني نكردهاند و همچنان اميد دارند بر اساس قرار و مدار قبلي، وزن حاميان احمدي نژاد در ليستهاي اصولگرايان بيشتر از دو طيف سنتي و منتقد دولت نهم باشد؛ اتفاقي كه با رخدادهاي چند روز اخير بسيار بعيد به نظر ميرسد.
نظر به راست
پس از پيروزي نسبي ليست اصولگرايان و شكست سنگين رايحه خوش خدمت در انتخابات شوراها، طيف دولتي اصولگرايان بيش از پيش به طيف سنتي نزديك شدند و اگرچه شكاف بين دو طيف اصولگراي حامي احمدي نژاد و منتقد دولت (با شاخصهايي همچون قاليباف، رضايي، افروغ و ...) همچنان ادامه يافت و بيشتر هم شد، اما طيف راست سنتي كه اكثريت مجلس هفتم و تا حدي محوريت جريان اصولگرا را در اختيار داشت، مديريت اين جريان را بيش از گذشته در دست گرفت و در اين راستا نزديكي خود را با طيف حامي احمدي نژاد نيز حفظ كرد.اما اين ائتلاف به شدت شكننده مينمود و انتقادهاي پياپي به عملكرد دولت نهم و بحراني شدن اين عملكرد در عرصههاي همچون سهيمهبندي بنزين، ناتواني از مهار تورم و گراني بيسابقه مسكن و كالاها نيز مزيد بر علت شد. اصولگرايان كه نگران بودند ناتوانيهاي دولت احمدي نژاد به مجموعه اصولگرايان نسبت داده شود و به اصطلاحي كه بارها درباره سهميهبندي بنزين و گراني بيان شد، اين ناكارآمديها "پاشنه آشيل اصولگرايان" در انتخابات مجلس هشتم باشند، رفتهرفته ساز جدايي از حاميان دولت را كوك كردند.
در اولين مرحله، طيفهاي كوچك پيراموني كه به خاطر سهمخواهي حاميان دولت براي آنها جايي در ليستهاي اصولگرايان تحريك شدند تا به يكجانبهگرايي و انحصارطلبي در ائتلاف اصولگرايان انتقاد كنند و در مرحله بعد انشعابهايي كه به نظر ساختگي ميرسيد، ايجاد شد. جريان "حزب الله"، "اصولگرايان مستقل"، "اصولگرايان تحولخواه"، "اصولگرايان اصلاح طلب"، "آبادگران جهادي"، "خدمتگزاران مستقل"، "آبادگران جوان" و چند عنوان ديگر همگي سر بر آوردند و كليت جريان اصولگرا و شيوه ائتلاف در آن را به باد انتقاد گرفتند، اما هدف همه اين انتقادات در حقيقت جريان نزديك به دولت احمدي نژاد بود.
گام بعدي اصولگرايان براي دوريگزيني از طيف حامي احمدي نژاد و دولت نهم، اعلام استراتژي "چتر فراگير اصولگرايي" بود كه به طور رسمي از زبان آيت الله مهدوي كني، چهره سنتي و نوستالژيك اصولگرايان كه سخنگوي طيف سنتي اصولگرا (ائتلاف خط امام و رهبري) كمي بعد او را "نعمتي براي اصولگرايان" ناميد، مطرح شد. اين اصطلاح سپس بارها از زبان فعالان اصولگراي درون و بيرون ائتلاف تكرار شد، تا كار به آنجا رسيد كه در هفتههاي اخير، رايزنيهاي فشردهاي براي افزودن طيفهايي كه دورتر از دولت بوده و بيرون از ائتلاف مانده بودند، به درون ائتلاف اصولگرايان، انجام شد. نزديكان احمدي نژاد كه دو عنصر غيرتشكيلاتي (محصولي و مصلحي) را به نمايندگي در شوراي مركزي جبهه اصولگرايان نشانده بودند، نيز عملا نتوانستند جلوي اين روند را بگيرند.
نقطه آغاز جدايي
مهماني افطار شنبه گذشته در مجلس هفتم را كه بسياري از نمايندگان و فعالان طيفهاي مختلف اصولگرا در آن حضور داشتند، ميتوان نقطه آغاز جدايي طيف حامي دولت احمدي نژاد از مجموعه اصولگرايان دانست. در اين نشست كه "احمد توكلي" (نماينده شاخص اصولگرا كه در انتخابات رياستجمهوري حامي قاليباف بود) و "عليرضا زاكاني" (نماينده اصولگراي مجلس و موسس اصولگرايان تحولخواه) آن را اداره ميكردند، برنامههاي انتخاباتي اصولگرايان مورد بررسي قرار گرفت و بر لزوم "وحدت هرچه بيشتر" اصولگرايان در انتخابات مجلس تاكيد شد؛ و وحدت هرچه بيشتر در اينجا معنايي جز گسترش دايره ائتلاف به نفع طيفهاي سنتي و منتقد دولت و به ضرر حاميان احمدي نژاد نداشت.
دو روز پس از اين جلسه، رباني سخنگوي اصولگرايان مستقل گفت: "بر اساس رايزني هايي كه در چند روز گذشته صورت گرفته امكان ائتلاف بين چند گروه عمده اصولگرا قوت گرفته و اين احتمال كه اصولگرايان مستقل با جبهه متحد اصولگرايي به نتيجه برسند افزايش يافته است." وي افزود: "تقريبا اكثر قريب به اتفاق گروه هاي اصولگرا نظرات و تلقي هاي نزديك به هم دارند و بي دليل است كه به خاطر برخي اختلاف سليقه هاي جزيي نتوانند با هم به وحدت برسند!" و رباني در حالي اين نظرات را ابراز ميكرد كه در دو ماه گذشته دستكم چهار بار در رسانهها از ارائه قطعي ليست مستقل از اصولگرايان از سوي اين طيف سخن گفته بود.
ديروز همچنين طلايي نيك، سخنگوي فراكسيون وفاق و كارآمدي مجلس هفتم و از نزديكان محسن رضايي نيز اعلام كرد "منتظر باز شدن چتر اصولگرايان ميمانيم و در غير اين صورت با گروه مرضي الاطراف وارد مذاكره ميشويم." اين تهديد در حالي بود كه سيدشهاب الدين صدر، دبير اجرايي جبهه متحد اصولگرايان، روز قبل با اشاره به "تلاش اين جبهه براي دربرگيري تمام اصولگرايان"، درخصوص برنامه ديدارهاي اين جبهه با محسن رضايي گفته بود: "ديدارهايي با وي داشته ايم و اساسا نظراتي که ايشان داشته باشند در برنامهريزي، سياستگذاري و کارهاي اجرايي استفاده مي شود و حتي اگر ايشان نامزدهاي خاصي را مدنظر داشته باشند، ما مشکلي نداريم."
شايد در اين ميان، تنها طيف موسوم به حزب الله باشد كه هنوز زير "چتر اصولگرايان" قرار نگرفته و ساز جدايي ميزند، اگرچه در صورت انشعاب حاميان دولت از جبهه اصولگرايان، احتمال آمدن اين گروه به زير چتر مذكور هم چندان دور نيست. با اين حال در رايزنيهاي اخير، اين طيف هم طرف مذاكره با اصولگرايان بوده و هنوز مشخص نيست اين مذاكرهها، بهرغم همه مخالفخوانيها، بينتيجه باشد.
اينها همه در حالي است كه اصولگرايان در ماهها و هفتههاي گذشته كاملا از امكانات دولت در شهرستانها براي سازماندهي ستادهاي محلي و تشكيل گروههاي شش نفره در استانها و شهرستانها بهره گرفتند و با همراهيهاي ظاهري و تبليغاتي با دولت و نيز با مشغول كردن آنها به درگيري رسانهاي با اصلاح طلبان، كاملا حاميان احمدي نژاد را از كلاهي كه بر سرشان رفته، غافل نگه داشتند.
اكنون اين طيف در برابر جبهه متحد اصولگرايان كه اختيار آن در دست شهاب الدين صدر (وابسته به طيف سنتي) قرار گرفته و محصولي مشاور احمدي نژاد و مصلحي رئيس اوقاف در آن هيچكارهاند، فضاي عمومي مجلس هفتم كه ائتلاف باهنر و توكلي مهار آن را كاملا در اختيار اصولگرايان متحد اما منفصل با دولت قرار داده و ائتلافي كه وزن حاميان احمدي نژاد در آن به مراتب كمتر از چيزي است كه پيشبيني ميشد.
حال بايد ديد حاميان دولت چه زماني متوجه ميشوند كه نقش آنها در بازيهاي پنهان اصولگرايان چه بوده است.
عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار در بند نظامي
بدون امکان استفاده از امکانات بند عمومي - سه شنبه 10 مهر 1386 [2007.10.02]
سامناک آقايي
سرانجام بعد از درخواست هاي مکرر از مسئولان قضائي استان کردستان و هفته ها انتظار، خانواده هاي عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار موفق شدند براي دقايقي کوتاه از پشت شيشه با آنان ملاقات کنند. اين ملاقات 8 روز بعد از انتقال آنان از سلول انفرادي وزارت اطلاعات به بند عمومي زندان مرکزي سنندج صورت مي گيرد.
آخرين گزارشات منتشر شده در خصوص اين دو فعال کرد محکوم به اعدام حاکي ازآن است که آنها در بندعمومي نيز کماکان از نظر روحي و جسمي در شرايطي دشوار و نگران کننده بسر مي برند و با محدوديت هاي ويژه اي روبرو هستند.
بنابه گزارش سايت خبري خورهه لات نيوز، خانواده هاي اين دو زنداني بعد از ملاقات با فرزندانشان مي گويند: "در زندان عمومي سنندج، در بند نظامي از فرزندانشان نگهداري مي کنند و با اين حال به آنها اجازه استفاده از امکانات عمومي زندان را نمي دهند. حسن پور و بوتيمار به خانواده هاي خود گفته اند که در بند نظامي که در آن بسر مي برند امکاناتي نظير کتابخانه، تلفن عمومي، باشگاه ورزشي و درمانگاه و دکتر براي استفاده و مراقبت از زندانيان وجود دارد اما به آنان اجازه استفاده از اين امکانات را نمي دهند. آنان همچنين گفته اند که تمامي هم بندانشان جزو زندانيان خطرناک هستند که به اتهام قتل، مواد مخدر و سرقت و ... در اين بند بسر مي برند به اين دليل امنيت جاني ندارند".
عدنان حسن پور روزنامه نگار و عضو هيات تحريريه هفته نامه توقيف شده کردي ـ فارسي "آسو" 9 ماه پيش از سوي نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي شهرستان مريوان در منزل شخصي خود دستگير شد. وي به مدت هفت ماه در يکي از بازداشتگاه هاي محافل امنيتي و اطلاعاتي تحت شديد ترين شکنجه هاي روحي و جسمي قرار گرفت و تحت اين فشارها از او اعترافاتي گرفته شد که نهايتا بر حسب اين اعترافات ساختگي دادگاه انقلاب مريوان 26 تيرماه سال جاري وي را به اتهام محاربه به مجازات اعدام محکوم کرد.
هيوا بوتيمار نيز که عضو هيات موسس انجمن "سبزچيا" (کوه سبز) و از گزارشگران نشريه اين انجمن غير دولتي بود، 10 ماه پيش در محل کار خود دستگير و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات انتقال داده شد. اين فعال مدني هم بعد از تحمل هشت ماه آزار و اذيت و شکنجه از سوي بازجويان و ماموران امنيتي شهرستان مريوان در دادگاه انقلاب همين شهرستان و به اتهام محاربه، همزمان با صدور حکم اعدام عدنان حسن پور با حکم اعدام روبرو شد.
عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار بعد صدور حکم اعدام بلافاصله به يکي از بازداشتگاه هاي وزارت اطلاعات در سنندج انتقال داده شدند. آنها حدود دو ماه در وزارت اطلاعات سنندج در سلول انفرادي و تحت فشارهاي مضاعف جسمي و روحي قرار گرفتند و در اعتراض به صدور حکم اعدام خود و همچنين ادامه رويه برخورد هاي غير قانوني مسئولان امنيتي و قضائي، به مدت 47 روز دست به اعتصاب غذا زدند.
در اين مدت و در حالي که روزبروز وضعيت سلامتي آنان وخيم تر مي شد، مسئولان امنيتي و قضائي استان هرگز به هيچ يک از خواسته هاي آنان توجهي نکردند. اين دو نفر سرانجام به درخواست خانواده هاي خود، سازمان گزارشگران بدون مرز و نهادهاي حقوق بشري بعداز 47 روز به اعتصاب خود پايان دادند.
پنج شنبه گذشته صالح نيکخت يکي از وکلاي عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار در آخرين اظهار نظر خود در مورد وضعيت پرونده آنان به خبرگزاري ايسنا گفت: "پرونده اين دو متهم حدود 15 روز پيش براي رسيدگي به اعتراض اينجانب و ديگر وکيل اين متهمان به ديوان عالي کشور ارسال شده ولي هنوز نمي دانيم به کدام شعبه ارجاع شده است". وي در ادامه گفتگوي خود افزود: "اگر چه اتهام اين متهمان مطبوعاتي نيست ولي جرايم انتسابي به آنان نيز هيچ کدام از مصاديق اعمالي که وصف مجرمانه محاربه داشته باشد نيست. اميدواريم در ديوان عالي کشور به اين نکته اساسي توجه شود زيرا هر اتهامي براي اينکه مصداق وصف خاص مجرمانه اي داشته باشد، بايد محدود به قيود و شرايط تصريح شده اي در قانون براي آن دو باشد".
صدور حکم اعدام براي اين دو فعال مطبوعاتي و مدني با واکنش و اعتراضات وسيع جهاني روبرو شد. به طوري که با گذشت بيش از دو ماه از صدور اين حکم ناعادلانه هنوز اعتراضات نهادها و سازمان هاي بين المللي دفاع از حقوق بشر و حتي نهادهاي دولتي کشورهاي مختلف نيز ادامه دارد.
سياستمداران سادهانديشي نکنند هشدار فرمانده سابق سپاه در مورد خطر حمله آمريکا
سياستمداران سادهانديشي نکنند
هشدار فرمانده سابق سپاه در مورد خطر حمله آمريکا: - سه شنبه 10 مهر 1386 [2007.10.02]
وحید ثابتیان
درحالی که انتظار می رفت با به تعویق افتادن دوماهه بررسی طرح تحریم ایران درشورای امنیت سازمان ملل، زمزمه های گوناگونی که ازاحتمال حمله به ایران سخن می گویند کاهش یابد، نگرانی ازحمله نظامی و بحث هایی مبنی بر چگونگی انجام چنین اقدامی درتهران وواشنگتن، همچنان ادامه دارد.
در همين ارتباط، رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه در اظهاراتی از آمادگی آمریکا برای اقدام حمله نظامی درمنطقه خبرداده ولی گفته که ازنظر سیاسی ایالات متحده درشرایط چنین کاری نیست: "از نظر نظامي نبايد سادهانديشي كنيم. آمريكا با اين نيروهايي كه در منطقه دارد ظرفيت ايجاد مشكل براي ما را دارد؛ اما از نظر سياسي توان باز كردن جبهه جديد جنگ براي آمريكا با توجه به مشكلاتش در عراق و افغانستان، وجود ندارد. به نظر من از نظر سياسي و اقتصادي بعيد است آمريكا به ايران حمله كند."
صفوی همچنين تاکید کرده که نباید هشدارهاي مرتبط با جنگ به نحوی به مردم منتقل شود که باعث ایجاد تنش شود. او با مقایسه شرایط کنونی با زمان قبل ازحمله عراق به ایران ازجدی بودن تهدیدات دشمنان کشور سخن گفته است: "حوادث امروز عراق و افغانستان و حضور آمريكا در منطقه را جداي از جنگ 8 ساله عليه ايران نپنداريد؛ اينها در هم تنيده است و با هم ارتباط دارد. جنگ هشت ساله قابل پيشبيني بود و سپاه چندين بار به رييسجمهور وقت – بني صدر – احتمال حملهي عراق را گوشزد كرده بودم. اما بنيصدر در جلسهاي كه حسين خرازي اين امر را گوشزد كرد، گفت شما جوان هستيد و نميفهميد جنگ يعني چه؟ اگر جنگي شروع شود روابط آمريكا و شوروي به هم ميخورد و شوروي مايل به چنين كاري نيست، مسالهي جنگ هم به شما ربطي ندارد، شما برويد مسالهي كردستان را ساماندهي كنيد و اين در حالي بود كه خود من طي حضورم در يكي از ارتفاعات مرزي، تجهيز و آمادهسازي لشكر عراق را به چشم ديدم."
فرمانده سابق سپاه سپس با اشاره به وضعیت تهدیدات خارجی گفته است: "يكي از عبرتهاي جنگ اين است كه نبايد سياستمداران و دستگاههاي اطلاعاتي در مواجهه با دشمن سادهانديشي داشته باشند. دشمنان ما قدار و زورگو و قدرتمند و عصباني هستند و ما بايد در برابر آنها هوشيارانه آمادگي خود را حفظ كنيم. البته نبايد اين مسائل به بدنهي جامعه انتقال پيدا كند تا باعث تنش شود؛ اما مسوولان بايد هوشياري داشته باشند. "
در هشداري ديگر در ارتباط با عواقب جنگ، علی لاریجانی دبیرشورای امنیت ملی، درمصاحبه ای با روزنامه فایننشال تایمز با هشدار به آمریکا گفته که حمله به ایران دست کردن درلانه زنبور خواهد بود. اوسپس با هشدار به اسراییل، که طی هفته های گذشته مقامات آمریکایی رابرای انتخاب گزینه نظامی موردفشارقرارداده است، تاکيد کرده که اگر آمریکا می خواهد رژیم صهیونیستی را روی یک ویلچر ببیند، می تواند به ایران حمله کند.
در هفته هاي اخير، گمانه زنی ها درخصوص حمله نظامی آمریکا واسراییل به برخی مراکز نظامی درکشور بالا گرفته است. برخی رسانه ها همچنین ازعزم جزم مقامات آمریکایی برای برخورد با آنچه دخالت ایران در تجهیز شورشیان درعراق نامیده شده خبرداده اند. در آخرین تحلیل ها دراین زمینه سیمون هرش نویسنده روزنامه نیویورکر که سال گذشته درمقاله ای با عنوان "برنامه ایران" به افشای برنامه های کاخ سفید برای مواجه نظامی باایران خبرداده بود درآخرین مقاله خود دراین نشریه با اشاره به تحولات اخیر درپرونده هسته ای ایران نوشته است که ایالات متحده با توجه به آنکه نمی تواند افکارعمومی ومتحدان خود را درخصوص برنامه هسته ای ایران وحمله نظامی به تاسیسات هسته ای قانع کند، حمله محدودتری را به مراکز نظامی ایران و به خصوص مراکز نظامی سپاه پاسداران در نزدیک مرزهای کشور در نظر دارد.
طی روزهای گذشته، کشورهای عضو دائم شورای امنیت به دلیل مخالفت جدی چین وروسیه از توافق بر روی قعطنامه سوم تحریم ایران باز ماندند و به ایران دوماه فرصت داده شد تا به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل عمل کند. مهمترین درخواست قطعنامه های یاد شده تعلیق غنی سازی اورانیوم بوده است. علی لاریجانی صراحتا گفته که تعلیق به هیچ عنوان دردستور کارایران قرارنخواهد گرفت، اگر چه تلویحا ابراز داشته است که ایران برای گفت وگو برسر هرموضوعی درمساله هسته ای بازخواهد بود: "برنامه هستهاي ايران به مرحله پيشرفته اي رسيده است و ايران اكنون صاحب كنترل كامل فناوري لازم است و هيچ كس نمي تواند آن را از ايران بگيرد. نميتوان چنين موقعيتي را ناديده گرفت. من تعجب ميكنم هنوز درباره تعليق (غني سازي اورانيوم) صحبت ميكنند."
اظهارات هشدار آميز اخير مقامات بلندپایه ایرانی درحالی بیان می شود که طی روزهای گذشته رهبرانقلاب فرماندهی سپاه و بسیج را یکی کرد و مقابله با تهدیدات داخلی را نیز به عهده این نیرو نهاد. فرمانده سپاه تصریح کرده بود که چنین اقدامی برای مقابله با تهدیداتی است که به قول وی هرروزپیچیده تر وگسترده ترازگذشته می شوند. جعفری فرمانده سپاه در این خصوص گفته بود: "همان طور که بارها رهبري تاکيد کردند مسووليت اصلي سپاه مقابله با تمامي تهديدات از جمله تهديدات داخلي بوده است ولي در استراتژي فعلي که از سوي رهبر انقلاب مشخص شده استراتژي راهبردي سپاه با آن سال ها فرق کرده است؛ بدين ترتيب که ماموريت اصلي سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهاي داخلي است و سپس در صورت تهديد نظامي خارجي سپاه به کمک ارتش خواهد شتافت... امروز همه تهديدات با تنوع کارکردها خود را نشان مي دهند. تهديدات سياسي، امنيتي و نظامي آن هم با رويکردهاي جديد که اين موضوع نشان از آن دارد که تهديدات عليه انقلاب پيچيده و گسترده تر از گذشته شده، پس ما حق نداريم که آرام بنشينيم."